ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٨ - ١ - تعقّل
تغيير آن گفته شده است ، ولى هيچ تفسير و توجيه علمى و فلسفى در بارهء اين حقيقت كه مى توان گفت موضوع اصلى علوم تربيتى است ، به ميان نيامده است .
حال مى پردازيم به بحث و توضيح يكايك موادّ پانزده گانه :
١ - تعقّل - مؤلَّف كتاب فوق مى گويد : « تعقّل نخستين نياز است . كمتر كسى از منابع فكر خويش آگاه است . بنا بر اين ، ما قسمت اعظم وقت خود را در خيالبافى بسر مى بريم و براى عقيده هائى كه از پيش داريم ، دليل مى تراشيم . تعقّل نيازمند روش عينى است و خود چنين روشى موجب مى شود كه انسان نظريّههاى آزمايشى تنظيم كند و صحّت و سقم آنها را با روش آزمايشگاهى معلوم دارد . تعقّل يك فعّاليّت قصدى است و به گفتهء ديويى : « وضع نامعلومى را به معلوم تبديل كند . » اين مادّه كه در تربيت اسلامى فوق العاده با اهمّيّت تلقّى شده است ، به سه مادهء اساسى تحليل مى شود : الف - تعقّل داراى مفهومى است كه آن را مى توان چنين توصيف نمود : تعقّل كه بايد تقويت شود ، عبارتست از تفكَّر هدفدار با انطباق بر قوانين ، يا به عبارت صحيحتر با انطباق قوانينى كه صحّت آنها اثبات شده است بر آن . اين مادّه در قرآن مجيد با عبارات گوناگون شديدا مورد تذكَّر قرار گرفته است ، با كلمهء تفكَّر در ١٦ آيه مانند : ( قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ الله وَلا ) [١] ( به آنان بگو : آيا نابينا و بينا يكى است آيا فكر نمى كنيد ) و با كلمهء عقل در چهل و نه آيه مانند : ( وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ ) . [٢] ( و پليدى را براى كسانى قرار مى دهد كه تعقّل نمى كنند . ) با كلمهء تدبير در چهار آيه مانند :
[١] الانعام آيهء ٥٠ .
[٢] يونس آيهء ١٠٠ .