ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٩ - اصل دوم - آن موضوع كه بايد تعليم و تربيت آن را اصلاح كند ، چيست
به بيان يك عدّه مفاهيم كلَّى قناعت مى ورزند . حال مجبوريم براى تشخيص موضوعى كه تربيت ، دگرگونى تكاملى آن را بايد بعهده گيرد ، مقدارى از تعريفهايى را كه در بارهء تربيت گفته شده است ، از نظر بگذرانيم . گفته شده است : « هدف از تعليم و تربيت عبارتست از به فعليّت رساندن استعدادهاى نهفتهء انسانى » . از هربرت اسپنسر نقل شده است كه او مى گويد : « هدف تربيت تكوين منش است » [١] اگر چه اين تعريف تا حدودى بهتر از تعريف اوّل است ، ولى باز بدانجهت كه منش ، كيفيّت رسوخ يافته در روان انسانى است كه در اغلب مردم حالت ثبات و ركود پيدا مى كند ، مانند منش اقتصادى ، منش قضائى ، منش مديريّت ، منش سياسى ، منش هنرى و غير ذلك ، لذا كارهاى مستند به منش ، جنبهء حرفه اى به خود مى گيرد و مانع پويايى روان مى گردد ، در صورتى كه پويايى روان در عين ثباتى كه دارد ، با اهمّيّتترين و با ارزشترين مختصّ روان است ، و اين پويايى حتما بايد در تعريف تربيت منظور شود . هوراسمان يكى از فوائد عالى تربيت را متذكَّر مى شود ، ولى مؤلَّف كتاب تاريخ فلسفهء تربيتى ، اين فايده را در رديف تعريفهايى كه براى تربيت نقل مى كنند ، قرار داده است . او مى گويد : « تنها تربيت مى تواند ما را به سوى لذّتى راهنمايى كند كه در عين حال از لحاظ كيفيّت بىنظير و از لحاظ كمّيّت بىانتها باشد . » [٢] اين احتمال قوى در عبارت فوق وجود دارد كه مان نخواسته است با اين عبارت تربيت را تعريف كند ، بلكه يكى از فوائد بسيار مهمّ آن را مطرح نموده است . و بهر حال اين كه تربيت چنين لذّتى را كه مان تذكَّر مى دهد ، در بر دارد ، مورد ترديد نيست . اين لذّت يك معلول بسيار چشمگير است . آنچه مطرح است ، شناخت علَّت اين لذّت است و شناخت علَّت لذّت مزبور ، بدون تعريف كامل خود تربيت و شناخت هدف اصلى آن ، امكان ناپذير است و همچنين اين تعريف آن حقيقتى را كه بايد بوسيلهء تربيت ، دگرگونى استمرارى در سير كمال داشته باشد ، براى ما معيّن نمى كند ، باضافهء اين كه اگر ما لذّت را هدف اعلاى تربيت تلقّى كنيم ، خواه ناخواه ، آگاهانه و يا نا آگاهانه خودخواهى را ترويج خواهيم كرد ، اگر چه در لذائذ معنوى و روانى با ارزشتر
[١] تاريخ فلسفهء تربيتى ج ١ ص ١٣ .
[٢] مأخذ مزبور .