ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٩ - ديده مى شويد ولى غائبيد ، بردگانيد با نمايش مالكان
ديده مى شويد ولى غائبيد ، بردگانيد با نمايش مالكان همواره خود را بمن نشان مى دهيد كه بلى ، ما با تو هستيم ، ما هميشه مطيع و آمادهء امتثال دستورات تو مى باشيم . و هر انسان ساده لوحى اين گونه ارتباط ظاهرى را اتّصال حقيقى تلقّى كرده و گمان مى برد كه واقعا شما مردمى رهبر شناس و عاشقان راستين اهداف و آرمانهاى او هستيد . در صورتى كه هيچ يك از قواى مغزى و روانى شما توجّهى به من و مسيرى كه در پيش گرفتهام ، ندارد . بهمين جهت است كه چشمهاى شما باز است و به من مى نگرد و گوشهاى شما باز است و مانعى از ورود تموّجات سخنان من ندارد . با اين حال ، چون مغز و روان شما در جستجوى من و هدف و مسير من نيست ، مانند شتر مجنون هستيد كه هر وقت مجنون كمترين غفلت مى كرد ، از راهى كه پيش گرفته بود بطرف طويله براى ديدار بچه اش برمى گشت .
< شعر > هوى ناقتى خلفى و قدّامى الهوى و إنّى و إيّاها لمختلفان < / شعر > ( مجنون مى گفت : ( هواى ناقهء من پشت سر من ( بچهء نوزادش كه در طويله بود ) و هواى من ( معشوقهء من ) در پيش روى من است و هدف من و ناقهء من مختلف است . ) لذا مى توان گفت : در دوران امير المؤمنين عليه السّلام بيش از چند نفر انگشت شمار ، امير المؤمنين عليه السّلام را نديده بودند [١] . پس شما در آرمانهاى اعلاى جامعه حضور نداريد ، زيرا در مسير رهبر نيستيد .
شما بندگانيد ارباب نما . آيا پستتر از خودتان كسى را سراغ داريد كه با ظاهرى آزاد و فريبندهء خويش و ديگران ، باطنى برده صفت و تسليم محض اقوياى برونى و غرائز حيوانى درونى خود بوده باشد چه تعبير رسا است كه مى فرمايد : « بندگانيد ارباب نما » . اگر امروز جوامع بشرى را با دقّت مورد بررسى قرار بدهيد ، خواهيد ديد : چه بندگانى كه نمايش آزادى و استقلال و سلطههاى اختيارى دارند ،
[١] اينان پيش على عليه السّلام ولى در حقيقت دورترين مردمان از وى بودند - < شعر > گر در يمنى چو با منى پيش منى گر پيش منى چو بى منى در يمنى < / شعر >