ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٧ - تفاوت زنان و مردان در سه موضوع
حيضهنَّ و أمّا نقصان عقولهنَّ فشهادة امرأتين كشهادة الرَّجل الواحد و أمَّا نقصان حظوظهنَّ فمواريثهنَّ على الأنصاف من مواريث الرِّجال فاتَّقوا شرار النِّساء و كونوا من خيارهنَّ على حذر و لا تطيعوهنَّ فى المعروف حتّى لا يطمعن فى المنكر .
( اى مردم ، ايمان زنها ناقص است و نصيب و سهم آنان ناقص است و عقول آنان ناقص است . اما دليل نقص ايمان آنان ، محروم گشتن آنان از نماز و روزه در روزهاى حيض است . نقصان عقول آنان بدانجهت است كه شهادت دو زن مساوى شهادت يك مرد است و نقصان نصيب و سهم آنان مربوط به حق الارث است كه زن نصف حق الارث مرد را مى برد . از اشرار زنها بترسيد و نيكان زنان را مورد دقت و احتياط قرار بدهيد و در نيكىها اطاعتشان نكنيد تا در بدىها به طمع نيفتند . ) ( خطبهء ٨٠ ) پيش از تحليل جملات فوق و بررسى آنها ، بيك روش منطقى مهم تذكر مى دهيم : اين روش عبارتست از استدلال بر مبناى عقيدهء خصم براى ابطال كارى كه خصم انجام داده است ، اعم از اين كه مطابق عقيدهء استدلال كننده باشد يا نباشد . مانند كسى كه به ضرورت عدالت در اجتماع معتقد است ، و خود مرتكب ظلم مى شود ، يا ظلم گروهى را بر گروه ديگر تجويز مى نمايد . در اين صورت شما به آن كس اعتراض مى كنيد و مى گوئيد : اين كار شما با ضرورت عدالت سازگار نيست . البته اين مثال از آن جهت كه ضرورت عدالت مورد تسليم همه انسانها است ، صد در صد قابل تطبيق به استدلال مقبول خصم ( جدل ) نيست . مثال واقعى جدل عبارت است از اين كه شخصى خامخوار كه گوشت را براى خود تحريم كرده است ، بدون اضطرار گوشت بخورد ، شما براى مردود ساختن كار او استدلال به اصلى مى كنيد كه براى او مسلم است و مى گوييد : گوشت خوردن كه ناشايسته است ، چرا گوشت خورديد اين روش منطقى جدل ناميده مى شود و در قرآن نيز بكار بردن اين نوع استدلال مورد دستور قرار گرفته است :