ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٠ - چند لحظه در بارهء هدف از جهاد بينديشيد و در كمال آرامش تلاش كنيد
< شعر > تو نگاريدهء كف مو ليستى آن حقى كرده من نيستى < / شعر > خطاب به دشمن مى گويد : ٥ - و تجلببوا السّكينة ( و لباس آرامش بپوشيد ) چند لحظه در بارهء هدف از جهاد بينديشيد و در كمال آرامش تلاش كنيد درست فكر كنيد ، هدفى را كه از اين جنگ و پيكار در نظر گرفتهايد ، در نظر بياوريد ، آيا مى دانيد شما در چه موقعيتى قرار گرفتهايد شما در حال جهاد با ستمكاران ضد انسان و حيوانات درنده و شهوت پرست ، تكاپو مى كنيد .
شما از اين نعمت خداوندى برخوردار شدهايد كه در راه دفاع از حريم مقدس عدالت و مستضعفان و در راه اعتلاى كلمهء حق تا مرز زندگى و مرگ گام برداشتهايد . شما در راه اين آرمانهاى انسانى - الهى پشت پا به دنيا و علائق زودگذر آن زده و روى به خدا آوردهايد ، پس اضطراب براى چه دلهره و پريشان خاطرى چه معنى دارد شما هم اكنون جان را كه امانت خداوندى است ، بر كف اخلاص گرفته و مى گوئيد : بار پروردگارا ، اگر زمان استرداد امانت تو فرا رسيده است ، اين جان ما ، اين خون ما ، اين سر ما ، اين پيكر ما ، و اگر موقع ارجاع امانت نرسيده است ، باقى عمر را نيز امانت دار تو هستيم كه :
< شعر > چون مرگ رسد چرا هر اسم كان راه به توست مى شناسم از خورد گهى به خوابگاهى وز خوابگهى به بزم شاهى گر شوق تو خانه خيزم خوش خسبم و شادمانه خيزم گر خط ختنى نوشتهء تست ور تن حبشى سرشتهء تست گر هر چه نوشته اى بشوئى شويم دهن از زياده گوئى < / شعر >