ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٠ - و هر قدرتمندى غير از او گاهى توانا و گاهى عاجز است
عنه ما بعد منها و كلّ بصير غيره يعمى عن خفىّ الألوان و لطيف الأجسام ( و هر شنونده اى جز او از شنيدن صداهاى لطيف كر و در برابر صداهاى قوى به اختلال شنوائى دچار مى گردد . و هر كسى غير از او محروم از شنيدن صداهائى كه در فاصله دور بوجود مى آيد . و هر بيننده اى جز او از ديدن رنگهاى مخفى و اجسام لطيف و كوچكتر نابينا است ) .
با نظر به ساختمان گوش انسان و اختلاف درجات امواجى كه صداها را به گوش ما منتقل مى نمايند ، با قطع نظر از بيماريها و نقصهاى عضوى گوش ، درجه اى معينى از امواج است كه مى تواند ناقل صدا به گوش باشد ، همچنين كمى و دورى فاصلهء ميان گوش و آن امواج ، داراى تأثير قطعى در شنيدن صداها ميباشد . و بدانجهت كه شنيدن خداوندى نه احتياج بگوش و نه به فاصلهء او با امواج دارد لذا او هر گونه صدا را مى شنود ، بدون نياز به آلت بينائى . خداوندى نيز قابل مقايسه با بينائى انسانها نيست كه احتياج به ساختمان مخصوص چشم و نور و فاصلهء معين با ديدگاهها و نمود معينى از اجسام دارند تا بتوانند چيزى را ببينند . لذا بعضى از صاحبنظران احتمال دادهاند ، مقصود از شنيدن و ديدن خداوندى حضور شنيدنىها و ديدنىها بدون شرايطى كه انسانها در دو عمل مزبور به آنها احتياج دارند ، در علم خداوندى است . و چون مبناى اكثر معلومات بشرى به اين دو عمل متكى است ، خداوند متعال علم خود را به نتيجهء آن دو عمل گوشزد فرموده است و الا علم خداوندىها بر چشيدنيها ( طعمها ) و بوها و لمس كردنىها نيز تعميم دارد . ١٥ ، ١٦ - و كلّ ظاهر غيره غير باطن و كلّ باطن غيره غير ظاهر [١] ( و هر موجودى آشكار غير از او غير باطن است و هر موجود باطنى غير از
[١] . در نسخه دكتر صبحى صالح جملهء بالا چنين آمده است : و كلّ ظاهر غيره باطن و يقينا غلط است و جملهء صحيح چنين است : و كلّ ظاهر غيره غير باطن . كه مطابق نسخ ديگر از جمله ابن ابى الحديد ، عبده ، خويى و غيره مى باشد .