ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٤ - و هر مالكى جز او مملوك و هر دانائى جز او فرا گيرنده و هر قدرتمندى غير از او گاهى توانا و گاهى عاجز است
موجودات و آنها را مالك خويشتن بشناسند ، حتما فراموش نكردهاند كه با حذف يا ناديده گرفتن يك مالك مطلق بر جهان هستى بعدد موجودات عالم مالك مى سازند و با حذف يك ارادهء مطلق بهر يك از موجودات اراده اى مرحمت مى فرمايند كه هر موقع خواستند خودشان را بيافرينند و هر موقع اراده كردند خودشان را از بين ببرند و قوت و ضعف و كوچكى و بزرگى و عزت و ذلت و زيبايى و زشتى و موقت بودن و دائمى بودن همه و همه در اختيار و ارادهء خودشان بوده باشد اين انتقال از يكتا پرستى به پرستش هر يك از موجوداتى كه در جهان هستى بوجود مى آيند و مى روند و اين تحول از فيزيك به متافيزيك بسيار قابل تبريك و تمجيد است كه ما را به دوران اوليه اى برميگرداند كه اوگوست كنت با ذوق پردازى پيش از گرفتارى به عشق خانم كلوتلد براى ما معين نموده بود بايد گفت : اين گونه تصورات يا تخيلات ، جهان شناسى نيست ، بلكه نام طبيعت را خدا قرار دادن ناميده مى شود . آيات مربوط به اين مسئله كه مالك مطلق خدا است و جز او هر چه باشد ، مملوك آن ذات اقدس است ، فراوان است . از آن جمله : ١ - ( قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَلا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ الله ) [١] ( به آنان بگو : من براى خود نه سودى را مالكم و نه ضررى را مگر آنچه را كه خدا بخواهد ) .
( ٢ - قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلا رَشَداً ) [٢] ( بگو به آنان : من براى شما نه ضررى مالكم و نه رشدى را ) وقتى كه موجودى با آگاهى و قدرت آزادى و اختيار نتواند مالك چيزى براى خود و ديگران بوده باشد ، وضع ديگر موجودات روشن است كه هيچ امرى مربوط به خود و ديگران را مالك نمى باشند .
[١] . الاعراف آيه ١٨٨ و در سوره يونس آيهء ٤٩ با تقدم ضراً بر نفعا .
[٢] . الجن آيهء ٢١ .