ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٩ - خداوندا ، عنايات ربانى خود را شامل حال ما فرما ، تا نعمتهاى ترا وسيلهء نكبت و اين عامل عبادات را به عامل معصيت تبديل نكنيم
شخصيت را مى گيرد ، باخبرند و خواه اطلاع داشته باشند كه مولوى چنين گفته است :
< شعر > آتشش پنهان و ذوقش آشكار دود او ظاهر شود پايان كار < / شعر > و يا اطلاع نداشته باشند ، قطعا خودشان تجربه كردهاند .
خداوندا ، عنايات ربانى خود را شامل حال ما فرما ، تا نعمتهاى ترا وسيلهء نكبت و اين عامل عبادات را به عامل معصيت تبديل نكنيم بامدادان كه سر از بستر خواب برميداريم ، نسيمهاى صبحگاهى براى نوازش جسم و روح ما از راه مى رسند و ما را در لطافت و نوازش خود فرو مى برند . جسم و روان خسته شده از كار و تلاش روز گذشته تجديد قوا مى نمايند ، آفتاب سر بر مى كشد و همه جا را روشن مى سازد و به اعتراض و گستاخىهاى خفاشان اعتنائى نمى كند و بار ديگر فضا را پر از نور مى نمايد و سنگهاى جامد محقر را در راه تبديل به مواد مفيد معدنى به حركت در مى آورد و نباتات را با اشعهء خود تغذيه و انرژى حيات جانداران را تأمين نموده و در بارهء انسانها چه فعاليتهاى ضرورى و مفيد كه انجام نمى دهد . طبيعت با همهء اجزاء و روابطش در يك جريان قانونى براى شيرين كردن كام آدميان غورهها را مبدل به انگور نموده ، انگورها را آمادهء عصاره گيرى براى مادهء شيره اى مى نمايد كه مغز آدمى را تقويت و آمادهء تموج انديشه و تفكرى كند كه او را براى ساختن يك دنياى زيبا و آشيانهء حيات بخش مهيا نمايد . ديگر در بارهء زيباييها سخنى نمى گويم كه چه ارتباط سازنده اى با روح و جان بشرى دارند . در بارهء نعمت حواس و تعقل و نيروهاى روحى چه بگويم كه اگر جهان هستى به شكل صفحه اى برآيد براى نوشتن كميت و كيفيت نعمتهاى درون استخوانى بنام جمجمه ، اين صفحهء بزرگ پر خواهد گشت و نويسنده همچنان در اول وصف آن نعمتها درخواهد ماند . بطر بازان مقدارى از محتويات اين جمجمه را با مواد