ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١ - بيائيد رابطهء حيات خودمان را با زمان و مختصات آن تصفيه كنيم
حركات در طبيعت را تنظيم مى نمايد ، اگر ما بتوانيم با همهء انواع حركتها ارتباط ذهنى برقرار كنيم ، ترديدى نيست در اين كه با قطع نظر از خصوصيات و نمودهاى حاصله از آن حركتها ، پيش از يك نوع زمان كه همان كشش و امتداد جارى در ذهن است نخواهيم يافت ، يعنى چنان نيست كه هر يك از انواع حركتها زمانى با مشخصات معين را در ذهن ما بوجود بياورد . ما تنها يك واقعيت معين از زمان را در ذهن خود در مى يابيم چه بر لب جوئى بنشينيم و زمان را از حركت و جريان آب در آن جوى دريافت نمائيم و چه در نقطه اى از فضا قرار بگيريم كه از حركت كرهء زمين يا ديگر كرات ، جريان زمان را در ذهن خود احساس نمائيم . يا بوسيلهء دستگاههاى بسيار دقيق روئيدن گل و باز شدن تدريجى غنچهء گل را نظاره نمائيم و زمان را بوسيلهء درك حركت روئيدن و باز شدن غنچه گل يا بوسيلهء درك حركت الكترونها يا بوسيلهء حركت زمان سنج قراردادى مانند ساعت دريافت نمائيم . اگر تفاوتى در ميان زمانهاى دريافت شده از حركات متنوع وجود داشته باشد ، مربوط به خصوصيت و نمود شيئى متحرك است كه ممكن است در بازتاب و انعكاسى كه در ذهن در حال حركت ايجاد خواهد كرد ، بوجود بيايد . اين مسئله ما را به تحقيق جدى در بارهء نقش اساسى روان و ذهن آدمى در مفهوم و واقعيت زمان رهنمون مى گردد .
يعنى اساسىترين حقيقتى كه در بارهء مفهوم و واقعيت زمان بايد مورد توجه قرار بگيرد ، قطب ، درون ذاتى ما است كه با پديده اى بنام زمان سر و كار دارد ، زيرا قطب درون ذاتى ( ذهن يا روان ) ما كارى با حلقههاى زنجيرى قوانين جاريه در هستى براى دريافت زمان ندارد . مسلم است كه قانون در جريان اجزاى عالم هستى اينست كه معلول پس از علت بوجود بيايد و هرگز معلول مقدم بر علت خود نمى باشد و پاسخ از اين سؤال كه اين پيش و پس در واقعيتها با قطع نظر از قرار گرفتن آن در حيطهء قطب درون ذاتى ما چيست براى دريافت ذهنى زمان در حال ارتباط مستقيم با حركت ، مورد نياز