ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٣ - غائلهء پر سر و صداى عقل زن و عقل مرد
واحدها و قضايا و وسايلى كه مى توانند براى رسيدن به هدفها كمك نمايند ، بدون اين كه واقعيت يا ارزش آن هدفها و وسايل را تضمين نمايند . منطق صورى و رياضى كه عاليترين جلوهء فعاليتهاى عقل نظرى مى باشند ، هرگز متكفل واقعيت و ارزش هدفها و وسائل خود نيستند . بعنوان مثال : وقتى كه مى گوئيم : انسان سنگ است و هيچ سنگى تناسل نمى كند پس انسان تناسل نمى كند . از نظر منطقى كه ابزار فعاليت عقل نظريست كاملا صحيح است ، ولى مقدمهء اول كه عبارتست از « انسان سنگ است » خلاف واقع است . يعنى قضيه اى كه براى نتيجهء « انسان تناسل نمى كند » استخدام شده است ، غلط است .
همچنين اگر عددى را كه در واقع ٧ است ، ٢ فرض نموده و آنرا در ٢ ضرب كنيد ، نتيجهء ٤ كاملا صحيح است . آنچه كه غلط است يكى از واحدهاى عمل رياضى مزبور است كه عبارت است از ٢ كه در واقع ٧ بوده و شما آنرا ٢ فرض نمودهايد . بدين ترتيب عقل نظرى كه همواره با ابزار منطق فعاليت ميكند ، كارى با واقعيت ندارد ، چنانكه هيچ كارى با ارزشها هم ندارد . يعنى وقتى كه شما با تفكرات منطقى و عمل رياضى به اين نتيجه مى رسيد كه آزادى يا عدالت در فلان جامعه را با اين مقدمات مى توان منفى كرد ، تنظيم واحدها و قضايا و انتخاب وسايل را براى بدست آوردن هدف مطلوب خود با روش منطقى محض كه ابزار كار عقل نظرى است ، انجام دادهايد ، آنچه كه غلط و ضد انسانى است ، جبر و ستم را هدف قرار دادن است ، نه تنظيم مقدمات و شكل ترتيب و انتخاب وسائل . در حقيقت عقل نظرى محض بنائى ساختمان را تعليم مى دهد كه آجرها چگونه روى هم قرار بگيرد ، مقاومت مصالح در چه حدودى ضرورت دارد ، پىريزى ساختمان به چه مقدار سيمان و آهك و سنگ و آهن احتياج دارد اما اين كه اين ساختمان جايگاهى براى تعليم و تربيت و احياى انسانها خواهد بود ، يا كشتارگاهى براى انسانها عقل نظرى محض كارى با اين مسائل ندارد . همواره عقل نظرى بر آنچه كه از پيش صحيح فرض شده است ،