ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٣ - آيا در موقع نشوز و اعراض مرد ، زن بايد از حقوق خود دست بردارد
نام زن او را براى مردان خودخواه محقر و كوچك نموده است ، در آن موقعيت كه موجوديت خود را در راه اجراى فرمان خلقت ، از دست داده ، مانند تابلوئى بىاختيار زير قلم نقاش ازل و ابد قرار گرفته است ، چگونه مى تواند به زور جسمانى اگر چه خفيف و فقط براى هشدار دادن مرد باشد ، جرئت كند آيا اين حالت روحى زن او را در گردانيدن گردونهء خلقت تا تسليم محض بالا نمى برد با اين حال ممكن است بعضىها چنين گمان كنند : چون توسل به يكى از راههاى سه گانه براى مرتفع ساختن نشوز زن ، حكمى است مثبت در بارهء يك صنف ، لذا اين حكم روى قاعدهء اصولى ، از زن در موقع نشوز مرد منتفى نمى شود و اگر نشوز از طرف مرد باشد و چارهء منحصر در يكى از راههاى سه گانه باشد ، زن هم مى تواند بيكى از آن راههاى سه گانه توسل بجويد ، ولى اين نظريه با نظر به خصوصيت موقعيت زن در رابطهء جنسى صحيح بنظر نمى رسد .
آيا در موقع نشوز و اعراض مرد ، زن بايد از حقوق خود دست بردارد بعضى از نويسندگان بىاطلاع از مبانى فقه اسلامى ، چنين گمان كردهاند كه زن در موقع نشوز مرد بايد دست از حقوق خود بردارد ، تا مرد به فكر طلاق نيفتد از مجموع مباحث پيشين روشن گشت كه اين گمان به مبناى فقهى اسلامى كه « كتاب و سنت و اجماع و عقل » است ، مستند نمى باشد .
آنچه كه آيات قرآنى مى گويد : اصلاح رابطهء زن و مرد است ، اين اصلاح بر دو نوع است : اصلاح شخصى . اصلاح قانونى . اصلاح شخصى ما بين زن و مرد ، چنانكه مرد مى تواند در موقع علاقه به ادامهء تشكل خانوادگى به گذشتهائى كه از طرف وى نيازمند باشد ، عمل كند ، همچنين ممكن است با گذشتهائى از طرف زن تحقق بپذيرد . اصلاح قانونى مراجعه به حكمين و يا حاكم است كه با نظر به مصلحت طرفين حكم صادر مى نمايد . اين كه در بعضى از روايات