ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨١ - نشوز مرد
آنان نيست كه ميان خود را اصلاح كنند و صلح بهتر است . در اين مواقع ناهماهنگى خوددارى ناشايست روانى بروز كرده است و اگر احسان كنيد و تقوى بورزيد ، خداوند به عملى كه انجام مى دهيد ، آگاه است ) .
مواد بحث در اين آيه بقرار زير است : مادهء يكم - نشوز مرد از زن كه عبارتست از بىميلى و بىاعتنائى مرد بر زن در عمل جنسى كه معمولا و بطور طبيعى از اعراض مرد از زن كشف ميكند . در اين صورت اگر بىميلى و بىاعتنائى مرد معلول عوامل طبيعى بوده باشد ، نه معلول خودخواهى و اشباع حس انتقامجوئى و ديگر صفات پست ، بايد زن تا بتواند با گذشتهائى كه موجب ضرر او نگردد ، براى تغيير وضع روانى مرد بكوشد و همچنين مرد با نظر به دستور خداوندى در آيهء مورد بحث كه مى گويد : نيكوئى و تقوى بورزيد ، ريشههاى بىميلى و بىاعتنائى خود را از بين ببرد ، اين كوشش از طرفين براى بوجود آوردن صلح و صفا و جلوگيرى از متاركه و طلاق است كه مبغوضترين حلال در نزد خداونديست [١] و اگر نشوز مرد ناشى از اشباع حس انتقامجوئى و خودخواهى و ديگر صفات رذل حيوانى باشد و در عمل جنسى عوامل آزار و اذيت زن را فراهم بياورد ، هيچ جاى ترديد نيست كه مرتكب جرم شده است . دلايل عقلى و قرآنى و سنتى و اجتماعى كه منابع فقه و حقوق اسلامى مى باشند ، دستور اكيد براى از بين بردن جرم با هر طريق ممكن صادر نموده و در صورت بىاعتنائى مكلف به آن دستور ، تعزير ( تنبيه ) و كيفر مقرر داشتهاند .
مادهء دوم - گفتيم در صورتى كه عامل اختلال رابطهء جنسى از طرف زن بوده باشد و اين عامل اختلال مستند به خودخواهى و شكستن شخصيت مرد و
[١] - اين كه طلاق بدترين حلال در نزد خداونديست ، در روايات معتبر آمده است ، مانند « وَما مِنْ شَيْىٌ أَبْغَضُ إِلىَ الله مِنَ الطَّلاقِ » ) * ( هيچ چيز در نزد خداوند مبغوضتر از طلاق نيست ) وسائل الشيعه ج ١٥ ص ٢٦٧ .