ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨ - خيرخواهى در بارهء خويشتن و شتاب براى توبه و پيروزى بر شهوت از عاليترين علامات تقوى است
آنچه كه مى تواند در برابر انسان ايستاده و از وى علت جريان خاص زندگيش را پرسش و جستجو نمايد ، خود اعمال و انديشهها و مى خواهمهاى او است ، كه يكى از آنها بىاعتنائى وى به گذشت سريع زمان عمر است كه چرا متوجه نشده است كه - < شعر > در قطع نخل سركش باغ حيات ما چون ارهء دو سر نفس اندر كشاكش است < / شعر > و اين ارهء دو سر همچنان به كار خود ادامه مى دهد ، و بدون اين كه امان بدهد آدمى به گذشته بينديشد ، هر آن و لحظه اى كه از راه مى رسد ، بدون كمترين توقف به گذشته مى خزد ، گوئى كارگاه مغز آدمى دستگاهى مخصوص به گذشته سازى دارد كه در هر كمتر از « آن » و لحظه مانند جريان دانههاى الكتريسته ، « آن » و لحظه را از سيم وجود آدمى عبور مى دهد . كسى كه باين عبور و جريان اعتنائى ندارد ، در حقيقت به حركت خود كه چه بخواهد و چه نخواهد ، رو به نهايت معينى مى رود ، اعتنائى ندارد . اهميت ندادن انسان باين عبور و جريان ، از دو موضوع سرچشمه مى گيرد :
موضوع يكم - جبرى بودن گذشت زمان
موضوع يكم - جبرى بودن گذشت زمان او در مغز خود چنين فكر ميكند كه انديشه و توجه به گذشت زمان كه يك پديدهء جبرى بوده و هيچ كس توانائى تصرف در آن را نمى تواند ، يعنى هيچ كس نمى تواند آنرا متوقف بسازد يا تند و يا كندش كند ، كاملا بيهوده است ، پس بهتر اينست كه اصلا در اين باره مغز را خسته و فرسوده نكنم .
موضوع دوم - عبارتست از عدم ايمان
موضوع دوم - عبارتست از عدم ايمان باين كه - < شعر > يا سبو يا خم مى يا قدح باده كنند يك كف خاك در اين ميكده ضايع نشود < / شعر > و هيچ حادثه اى در حيات آدمى بروز نمى كند مگر اين كه در اوراق كتاب عمرش با خواناترين خط رقم زده مى شود و ثبت و ضبط مى گردد و آن گاه كه