ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٥ - درون خانواده شورائى و ارتباط خانواده با اجتماع با سرپرستى مرد
٦ - در همين آيهء مورد بحث ( الرجال قوامون ) پس از بيان سرپرستى مرد اوصافى از ارزشهاى انسانى زن را بيان ميكند : زنهاى شايسته زنهائى هستند كه همواره در حال ارتباط با خدا بوده و نگهبانان فرمان الهى در غياب مرد مى باشند . يعنى شخصيت مرد را جريحه دار نمى كنند ، ناموس و مال آشيانهء انسانى خود را مختل نمى سازند ، زيرا آشيانهء خانواده جايگاهى است كه موجوديت مادى و معنوى مرد و زن در آن ، پىريزى مى شود ، همهء تحولات و دگرگونيهائى كه ممكن است سراغ مرد و زن و فرزندان را بگيرند ، اعم از تحولات مثبت و منفى ، با نظم خانواده تعديل و شكوفان و يا حالت اخلال و تحريف پيدا ميكنند . نقش زن در اين تعديل و بهره بردارى و يا اخلال فوق العاده حساستر از مرد است . بهمين جهت است كه آيهء مورد بحث صنف زن را به اهميت نقشى كه دارد آگاه مى سازد و او را به احساس وظيفه الهىاش متوجه نموده ، از بى تفاوتى و يا كجروى در ادارهء خانواده كه غالبا بستگى به تدبير و تقواى زن دارد ، برحذر مى دارد . اين يك اصل تجربه شده ايست كه اگر در يك خانواده زن يك انسان كامل و خردمند و با تقوى باشد ، با اطمينان نزديك به نود و هشت درصد ، همهء اعضاى آن خانواده سعادتمند خواهند بود چه مرد و چه كودك شيرخوار . در صورتى كه اگر زن بىاعتنا به مسائل انسانى و از تدبير و تقوى بىبهره بوده باشد ، مرد هر اندازه هم كه در اوج عظمتهاى انسانى بوده باشد ، تأثيرش در خانواده بسيار ناچيز خواهد بود . اين جمله كه مى گويد : « زن خردمند مى تواند مرد احمق را عاقل نمايد ، ولى مرد خردمند قدرت سازندگى زن احمق را ندارد » مستند به واقعيات فراوانى است .
بهمين علت است كه در آيهء مورد بحث صنف زن را توصيف نموده و ارزشهاى سازندهء آن را گوشزد ميكند . و اثبات ميكند كه ركن اصلى و عامل رشد طبيعت خانواده زن است .
٧ - سپس آيهء مورد بحث به حالات نافرمانى زن و حكم آنها پرداخته مى گويد : ( الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ الله بَعْضَهُمْ عَلى )