ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦ - خيرخواهى در بارهء خويشتن و شتاب براى توبه و پيروزى بر شهوت از عاليترين علامات تقوى است
گذشته بار ديگر از آغاز شروع مى شود من آزاد مطلقم ، اگر بخواهم من پدر و واسطهء بوجود آورندهء پدر و مادر خود شوم ، يعنى آنان پسر و دختر من شوند ، بهيچ مانعى برخورد نمى كند من آزاد مطلقم ، قوانين طبيعى و قراردادى غلط ميكنند كه مرا به زنجير خود بكشند بديهى است كه اين پندارها باضافهء هزاران پندار ديگر طوفانى را در زير جمجمهء اين انسان بوجود مى آورد كه از برخورد آن تخيلات با واقعيات زندگى آدمى در جهان هستى ناشى مى شود .
من گمان نميكنم كه آن پيشتازان حرفه اى با آن قدرت فكرى كه دارند ، از درك نامعقول بودن آزادى مطلق كه پوشاك خوشايندى بر بىبند و بارى انتخاب شده است ، ناتوان باشند . اينان فقط يك ناتوانى دارند كه شايد خودشان بهتر از ديگران بآن ناتوانى آگاهى دارند كه از بيان فلسفه و هدف زندگى براى مردم ضعيف و عاجزند . براى ناديده گرفتن مطالبهء مردم در بارهء بيان فلسفه و هدف زندگى ، مجبورند آنان را با كلمهء آزادى قانع كنند كه انديشه و تعقل آنان جسارت و فضولى نكند كه بگويند : پس كو فلسفه و هدف اعلاى حيات ما ٢٩ ، ٣٠ ، ٣١ - إذا هجمت منيّته عليه أغفل ما يكون عنها . فيا حسرة على كلّ ذى غفلة أن يكون عمره عليه حجّة و أن تؤدّيه أيّامه ألى الشّقوة . ( در آن هنگام كه مرگ بر او تاختن بگيرد ، در بارهء آن مرگ غافلتر از همه چيز است . چه حسرت و تأسف دردناكى كه سراغ غوطه ور در غفلت را خواهد گرفت كه عمر بر باد رفته اش حجتى بر ضرر او خواهد بود و پايان روزگارش به شقاوت خواهد رسيد ) .