ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٥ - آيا لجاجت و عدم اعتراف زنها به اشتباه خويش و ناتوانى آنان از بازسازى و تجديد شخصيت خود بيش از مردها است
است كه براى شركت و تفاعل آن دو در موضوع توليد مثل بروز ميكند . لذا بر فرض بسيار بعيد ، اگر اين دو صنف بدون احتياج به شركت و تفاعل در موضوع توليد مثل مى توانستند زندگى كنند ، هيچگونه تفاوتى ميان آن دو وجود نداشت .
اگر قانون طبيعت بنا به درخواست بعضى از زنان و بعضى از مردان ، اقدام به تساوى مطلق زن و مرد ميكرد ، يا زنان را مانند مردان در شطرنج بازيهاى عقل نظرى محض و محروميت از چشيدن طعم واقعى حيات و قناعت به لذت چند لحظه اى در پديدهء توليد مثل و غير ذلك مى ساخت ، و يا مردان را مانند زنان با احساس عميق و برخوردارى از طعم حقيقى حيات و تسليم جان و تن به فرمان عالى خلقت كه از ديدگاه عقل نظرى محض مفهومى است كه فقط در « چنين است جريان » خلاصه مى شود ، نه شناخت و ادارهء جريان واقعى حيات .
آيا اين تساوى پندارى نوع آدم را به حيواناتى كه درما قبل تاريخ منقرض شدهاند ، ملحق نمى ساخت براستى هم زن و هم مرد آگاهانه يا نا آگاه دست بدست يكديگر داده ، با غفلت و چشمپوشى از اين كه نه امتيازات طبيعى زن دليل برترى ارزشى وى بر مرد است و نه امتيازات طبيعى مرد بر زن دليل برترى ارزشى او بر زن است ، معمائى بنام زن و مرد را به وجود آوردهاند .
آيا لجاجت و عدم اعتراف زنها به اشتباه خويش و ناتوانى آنان از بازسازى و تجديد شخصيت خود بيش از مردها است آنچه كه هويت واقعى زن و مرد است ، همان است كه در مبحث گذشته ( آيا زن وابستهء مرد است ) متذكر شديم .
بار ديگر بطور اختصار مى گوئيم : زن و مرد در هويت انسانى و شخصيت آدمى كمترين تفاوتى با يكديگر ندارند ، اين حقيقت در مبحث آينده ( بعد انسانى و هويت شخصيتى زن در اسلام ) نيز تكميل خواهد گشت . اين هويت انسانى كه مرد و زن دو صنف آن است ، در دو قلمرو مختلف مطرح مى شود :