ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥ - خيرخواهى در بارهء خويشتن و شتاب براى توبه و پيروزى بر شهوت از عاليترين علامات تقوى است
كنم من آزاد مطلقم ، پس مى توانم نفس نكشم و زنده بمانم من آزاد مطلقم ، پس هيچ كارى را انجام ندهم نتيجه و محصول كار با پاى خود و دست به سينه مى آيد و در پيش من با كمال تسليم و احترام ، خود را در اختيار من مى گذارد من آزاد مطلقم ، اگر بيمار شدم به پزشك مراجعه نكنم ، زيرا تندرستى و بهبودى بخاطر آزادى من ، زنگ در خانه را مى زند ، البته براى اين كه آزادى من لكه دار نشود ، با اجازهء اين جانب وارد اطاق من مى شود و دست مرا محكم مى فشارد و آن گاه بيمارى را از بدن يا روان من در مى آورد ، با لگد و مشت از اطاقم بيرون ميكند و باين هم قناعت نمى كند ، بلكه فرياد به بيمارى زده و مى گويد : « پس از اين ، ديگر ترا در اين رختخواب نبينم كه آمده و مزاحم آزادى اين آقا گشته اى من آزاد مطلقم ، بطورى كه - < شعر > گر فلك يك صبحدم با من گران دارد سرش شام بيرون مى روم چون آفتاب از كشورش < / شعر > من آزاد مطلقم ، < شعر > آن قدر بار كدورت به دلم آمده جمع كه اگر پايم از اين پيچ و خم آيد بيرون لنگ لنگان دم دروازهء هستى گيرم نگذارم كه كسى از عدم آيد بيرون < / شعر > من آزاد مطلقم ، هم اكنون اگر بخواهم كه سال گذشته برگردد ، بدون اين كه به دستور شفاهى يا كتبى احتياجى داشته باشد ، منظومهء شمسى با تمام كهكشانهاى مربوطه خواستهء مرا اطاعت نموده سال و ماه و ساعت و دقيقه و ثانيهء گذشته سهل است كه تكون اوليهء خود را برميگرداند و ميلياردها سال