ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٨ - آيا روزى فرا خواهد رسيد كه سودجويان اجازه بدهند ، انسانهاى انسانشناس معماى زن و مرد را تا حد ١٧١ مسئلهء ١٨٧ زن و مرد تقليل بدهند
عينى اغلب جوامع امروزى اروپا نشان مى دهد ، اينست كه براى بازى با دروازهء ورود انسانها به زندگى هيچ قيد و شرطى وجود ندارد ، يعنى مرد و زن به مجرد اين كه ميل پيدا كنند ، بهر شكلى كه بخواهند ، مى توانند با يكديگر ارتباط جنسى برقرار كنند ، بدين ترتيب لزوم هرگونه قانون و اصل را در بارهء تناسل كه گردونهء خلقت آدمى است ، به دور مى اندازند و با اين بىبند و بارى اعلان ميكنند كه دروازهء ورود جاندارانى بنام انسان بر صحنهء زندگى باز و هيچ قيد و شرطى ندارد .
بنا بر اين موجوديت انسانى قانونى ندارد كه هستى او را توجيه نمايد ، نتيجه اى كه اين قانون شكنى خوشايند ببار مى آورد ، اينست كه قوانين مربوط به كيفر مجازات و دفاع از صلح و مبارزه با جنگهاى خانمانسوز ، مسخره اى بيش نباشند . زيرا اين يك تناقض غير قابل حل و فصل است كه ورود انسانها به قلمرو زندگى احتياجى به قانون و كارت رسمى نداشته باشد ، ولى خروج آنان از دروازهء زندگى ، به قانون و مجوز رسمى نيازمند بوده باشد اگر واقعيت چنين است كه شهوت جنسى بىمحاسبهء يك نر و ماده ، انسان را وارد زندگى ميكند ، شهوت قدرت و خودخواهى قدرتمندان سلطه جو هم مى تواند به زندگى انسانها خاتمه داده او را از دروازهء خروج بيرون براند . اما پاسخ مردانى امثال شوپنهور ، اين پاسخ را در مبحث زير مى توانيد بررسى فرمائيد :
آيا روزى فرا خواهد رسيد كه سودجويان اجازه بدهند ، انسانهاى انسانشناس معماى زن و مرد را تا حد « مسئلهء » زن و مرد تقليل بدهند ما اميدواريم چنين روزى فرا خواهد رسيد بشرط آنكه خود زنان هم اين قدم را در راه انسانيت بردارند كه با آرزوى نرون بودن و چنگيز شدن كه فقط در صنف مرد پيدا مى شود ، عظمت فوق مردى خود را در اجراى فرمان خلقت كه در اختيار آنان است فراموش نكنند . در آن روز انسانهاى انسانشناس