ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤ - خيرخواهى در بارهء خويشتن و شتاب براى توبه و پيروزى بر شهوت از عاليترين علامات تقوى است
و قدمهايى از حيوانيت فراتر نهند .
وقتى كه موجوديت درونى انسانى را اين پيشتازان حرفه اى از تعهد و ارزشهاى انسانى خالى كردند ، ديگر ملاكى براى خوبىها و بديها و صواب و خطا نمى ماند كه احتياجى به تصحيح آن احساس كند . وقتى كه همهء موجوديت و شئون حيات بشرى هيچ « بايد » ى نداشته باشد ، بازسازى و تطهير و تهذيب و توبه هم منتفى خواهد گشت ، اين احساس بىنيازى از بازسازى و طهارت و تهذب و بازگشت به فطرت پاك كه در همه حال و در هر جائى امكانپذير است ، او را به بيمارستانهاى روانى و تيمارستانها روانه خواهد كرد كه اين پيشتازان فكرى حرفه اى به سراغ آنان بروند و آن بيمار روانى را با معلومات خود مداوا فرمايند و از روى رختخوابها و اطاقها و حياطهاى بيمارستانها روانهء منازل و خيابانها نمايند آيا تاكنون ديده شده است يك انسان عادل و با تقوى و كسى كه خود را رو بيك هدف اعلا در زندگى ميداند و مطابق آن عمل مى نمايد و در صورت ارتكاب گناه و خلاف دستورات عقل و وجدان و رهبران الهى ، توبه و بازگشت مى نمايد ، قدم به بيمارستان روانى گذارد و در صورت ترقى روانهء تيمارستانش كنند شما پيشتازان فكرى حرفه اى بجاى تعليم طرق پيشگيرى از عقدهها و نابسامانىهاى درونى ، آدميان را با تلقين بىبند و بارى بنام آزادى ، آمادهء گرفتارىهاى بيشتر به عقدهها و نابسامانىهاى روانى مى نماييد و با اين كار عالمانه افزايش دردها را بعنوان دوا تجويز مى كنيد . اى كاش ، شما مقدارى هم در بارهء وجدان و تعهد و احساس مسئوليت در برابر تكاليف مى انديشيديد و مى فهميديد كه بقول بعضى از متفكران آگاه : « براى مضطرب ساختن درون يك نفر كافى است كه به او بگوئيد : « تو آزاد مطلق هستى » مى دانيد اين كسى كه شما به او گفتهايد : « تو آزاد مطلق هستى » چه طوفانى را در درون خود خواهد ديد من آزاد مطلقم ، پس مى توانم قلب خود را از حركت بازداشته و زندگى