ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٢ - علم هيئت و علم نجوم ( ستاره شناسى ) در اسلام
در اسلام ممنوع است ، استنباط و سرنوشت انسانها و استخراج وقايع و رويدادهاى آينده است كه به خواص ستارگان و كيفيت حركات و موقعيتهاى آنها مستند بوده باشد . با نظر به مجموع تحقيقاتى كه فقهاء در اين مسئله نمودهاند ، روش تحقيق فقاهى مرحوم شيخ مرتضى انصارى رحمة اللَّه عليه از ديگر فقهاء دقيقتر و كاملتر بوده است .
محقق و فقيه مزبور مى گويد : تنجيم ، چنانكه محقق ثانى ( عبد العالى كركى ) در كتاب جامع المقاصد گفته است ، عبارت است از خبر دادن از احكام ستارگان با نظر به حركات فلكى و اتصالات آنها با يكديگر . توضيح مطلب به بحث در چند مسئله نيازمند است : يكم - ظاهر اينست كه خبر از اوضاع فلكى كه مبتنى بر سير ستارگان بوده باشد ، حرام نيست ، مانند خبر از خسوف ناشى از قرار گرفتن زمين ميان آفتاب و ماه و از كسوف كه ناشى از قرار گرفتن ماه ميان آفتاب و زمين است ، بلكه در صورتى كه اين گونه اخبار ( اطلاعات علمى ) مستند به برهان و دليلى باشد كه مورد اعتقاد خبر دهنده ميباشد ، يا مستند به دلائل ظن آور باشد ، جائز است . حتى عده اى از فقهاء كه نجوم شناسى را منكر شدهاند ، به اطلاعات مزبور كه مستند به برهان و دليل بوده باشد ، اعتراف نمودهاند ، مانند سيد مرتضى و شيخ ابو الفتح كراجكى ، از اين فقهاء در رد استدلال به صحت احكام نجومى چنين نقل شده است كه : كسوفها و اتصالات ستارگان و انفصالات آنها بر مبناى حساب و حركت آنها كه بر مبناى اصول صحيح و قواعد محكم خبر داده ميشوند ، غير از آن است كه بعنوان تأثير ستارگان در خير و شر و نفع و ضرر گفته مى شود . و اگر ميان اين دو مسئله تفاوتى جز اين نبود كه اطلاعات مربوط به كسوفها و امثال آن دائما مطابق واقع ميباشد تا آنجا كه خطائى در آنها ديده نمى شود ، در صورتى كه احكام نجومى همواره به خطا و خلاف واقع بودن مشهور است ، كافى بود .
حتى تطابق احكام نجومى با واقع كاملا به ندرت و استثنائى اتفاق مى افتد ، حتى گاهى صحت نظر كسى كه در بارهء حكم نجومى با تخمين سخنى گفته