ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٦ - ترجمهء سخن هفتاد و پنجم
يا يك فعاليت جدى در هر يك از سطوح يا ابعاد روانى بوجود مى آيد بجهت ارتباط شديد ميان آنها ، در همهء سطوح يا ابعاد ، از آن تأثر و فعاليت اطلاع پيدا ميكنند ، اين اطلاع بقدرى مؤثر و نافذ است كه گوئى : آن تأثر و فعاليت در خود همان سطوح و ابعاد بوجود آمده است . بعنوان مثال : اين موقع ، كه من اين مطالب را مى نويسم روز است و هوا كاملا روشن است .
علم باين كه اين موقع ، روز و هوا روشن است ، از راه چشم منتقل به مغز شده و آن سطح روانى من را كه با روشنائى و تاريكى سر و كار دارد به تأثر و فعاليتى خاص وادار نموده است ، نه تنها هيچيك از ديگر سطوح روانى در بارهء روشنى هوا بىطرف نيست ، بلكه همهء آنها از وضع مزبور آگاه و مطلعند . البته مقصود از آگاهى و اطلاع همهء سطوح روانى آن نيست كه هر يك از آنها مانند سطح مربوط بطور مستقيم از پديدهء علم برخوردارند بلكه منظور اينست كه تأثر يا فعاليت يك سطح بقيهء سطوح را تحت الشعاع خود قرار مى دهد و مانند اجزاء پيرو يك مجموعه از اداره كنندهء آن مجموعه تبعيت مى كنند . بهترين دليل اين ادعا اينست كه در هنگام بروز يك تأثر يا يك فعاليت در يكى از سطوح و ابعاد روان ، اشتغال سطوح ديگر به تأثر و فعاليت مخصوص خود بخود باز مى ماند و اگر قدرت انگيزگى هر دو تأثر يا فعاليت در دو سمت مخالف مساوى باشد ، بروز تضاد يا تخالف در درون قطعى بوده و اگر يكى از ديگرى قوىتر بوده باشد ، ساير ابعاد و سطوح را تحت تأثير خود قرار مى دهد . بعنوان مثال : در برابر يك منظره زيبائى قرار گرفته و از تماشاى آن لذت مى بريم ، بدون ترديد در اين موقعيت بعد زيبايابى ما مشغول فعاليت است . در اين حال صداى كودكى را مى شنويم كه وحشت و هراس شديد كودك را اثبات ميكند ، برميگرديم تا ببينيم چه حادثه اى اتفاق افتاده است كه آن كودك داد و فرياد ميكند در اين حال مى بينيم كه يك سگ درنده اى بطرف او مى آيد ، بعد ترحم و نوع دوستى و احساس تكليف ما در بارهء نجات كودك به فعاليت مى فتد ، در اين