ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٣ - ترجمهء سخن هفتاد و سوم
نور چشم خفاش بزرگ حكم بن ابى العاص [١] است كه مدال لعنت خداوندى را از اشرف كائنات پيامبر اسلام گرفته و به سينهء خود نصب كرده است . اين پدر و پسر را پيامبر از مدينه طرد و تبعيد فرمود و لعنت كرد و بدين ترتيب مروان با لقب طريد ابن طريد و ملعون ابن ملعون و منافق ابن منافق ملقب گشت كه بعدها يكى از شعراء كه ذوق سرشارى داشت ، چنين گفت :
< شعر > آنچه بدها همه دارند تو تنها دارى < / شعر > ابو عمرو بن عبد البر در كتاب « استيعاب » در توضيح شعر عبد الرحمن بن ثابت بن حسان كه در بارهء برادر مروان گفته است : « بر پدرت « لعين » تير اندازى كن كه اگر تير به او بيندازى به شخصى تير انداخته اى كه قيافهء شكلك داشت و ديوانه بود . » مدرك لعين بودن حكم بن ابى العاص پدر مروان را چنين روايت ميكند كه عائشه به مروان گفت « . . . اما تو اى مروان ، شهادت مى دهم كه رسول خدا ( ص ) پدرت را لعنت كرد در حالى كه تو در پشت او بودى » باز در كتاب « استيعاب » با اسنادى از عبد الله بن عمرو بن العاص چنين نقل كرده است كه رسول خدا فرمود : « حالا يك مرد ملعونى بر شما وارد مى شود ، عبد اللَّه مى گويد : من در موقع آمدن پدرم را ديده بودم كه لباس مى پوشيد تا به حضور پيامبر برسد و از اين جهت ناراحت بودم كه مبادا اين مرد لعين پدر من باشد ، ناگهان حكم بن ابى العاص وارد شد » [١] .
« معاوية بن ابى سفيان اين لعين بن لعين را والى مدينه كرد ، وقتى كه خوش - خدمتىهايش را ديد مكه و طائف را به مدينه اضافه كرد و پس از مدتى بوسيلهء اغراض شخصى كه همواره ميان ستمكاران وجود دارد عزلش كرد » [٢] . بيائيد
[١] - مروان بن الحكم بن ابى العاص بن امية بن عبد شمس بن عبد مناف . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ٦ ص ١٥٠ نقل از الاستيعاب ابو عمرو بن عبد البر ص ٢٦٣ .
[١] - مروان بن الحكم بن ابى العاص بن امية بن عبد شمس بن عبد مناف . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ٦ ص ١٥٠ نقل از الاستيعاب ابو عمرو بن عبد البر ص ٢٦٣ .
[٢] - همين مأخذ ص ١٥٢ .