ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦ - اگر لحظهها پشت سر هم از آينده مى رسند و بدون توقف بگذشته مى خزند ، آينده هر اندازه هم كه طولانى و ممتد بوده باشد ، پايانش نزديك است
وارد بهشت خويشتن مى گردد و اگر داراى صفات و اندوختههاى بد و نا شايست بوده باشد ، با تجسم و مشاهدهء آنها وارد دوزخ خويشتن مى شود . بنظر مى رسد اين دو تفسير مخالفتى با يكديگر ندارند ، زيرا اين حقيقت كه عمل انسان پس از مرگ براى او مجسم مى شود ، در منابع فراوانى وارد شده است .
١٢ ، ١٣ ، ١٤ ، ١٥ ، ١٦ - و أنّ غاية تنقصها اللَّحظة و تهدمها السّاعة لجديرة بقصر المدّة و أنّ غائبا يحدوه الجديدان : اللَّيل و النّهار لحرىّ بسرعة الأوبة ( و آن پايان مدت زندگى آدمى كه گذشت لحظات از آن مى كاهد و مرور ساعتها آنرا نابود مى سازد ، سزاوار كوتاهى است و آن اجل پوشيده از چشم كه جريان روز و شب آنرا بسوى انسان مى راند ، در باز گرداندن انسان بجايگاه اصلى او شايستهء سرعت است ) .
اگر لحظهها پشت سر هم از آينده مى رسند و بدون توقف بگذشته مى خزند ، آينده هر اندازه هم كه طولانى و ممتد بوده باشد ، پايانش نزديك است آرى چنين است كه لحظهها با پيوستگى شگفت انگيز و بدون انقطاع پشت سر هم از آينده مى رسند و بى آنكه در ديدگاه ما كمترين توقفى داشته باشند ، رهسپار گذشته مى شوند . و اين كه گذشت زمان براى ما طولانى جلوه مى كند ، بدان جهت است كه ما خود را در هر موقعيتى كه از زندگانى قرار گرفته باشيم نمى توانيم يا نمى خواهيم از قيد و بند لحظات گذران زمان آزاد نموده و از ديدگاه بالاترى به زمان و گذشت آن بنگريم . بهمين جهت است كه زندگى براى انسان آگاه از آغاز و انجام آن ، حقيقتى روياروى جلوه نموده و مى تواند محاسبات عاليترى در بارهء اين حقيقت طرح شده در برابر ديدگان خود انجام بدهد ، بخلاف كسانى كه مانند يك گياه يا يك درخت روئيده شده در كنار جويبار قرار گرفته كه نه از منبع آن اطلاعى دارد و نه آگاهى به انجام و محصول آن