روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥١٠ - روزشمار جنگ جمعه /٢ مهر ١٣٦١ /٦ ذی الحجه ١٤٠٢ /٢٤ سپتامبر ١٩٨٢
آنها این جنگ را اداره کند و بعد هم شط العرب و این ارتفاعات را بگیرد و اهداف اینها این بود و حداقل اهداف آنها که همگی متفق بودند، این بود که جمهوری اسلامی را ضعیف کنند که به عنوان یک انقلاب موفق در دنیا الگو نشود و این هدف نهایی آخری است که اگر در تمام مرحله ها شکست خوردند، بالاخره یک کشور انقلابی را به جنگ کشیدند و بعد از جنگ طولانی بنیه اش از دست می رود و این نقشة آنها بود و اما خداوند چه خواست و چه شد و مکروا و مکرالله و الله خیرالماکرین. خداوند عمر بدهد به این رهبر عظیم الشأن و این پیرمرد روشن ضمیر و این کسی که از این خانة محقرش مثل کسی است که بر بام دنیا نشسته و همة این توطئه را می بیند و یک لحظه نگذاشت که این مردم دچار ناراحتی روحی بشوند از همان روز اول فرمود که صدام به پای خودش به دام آمده و صدام باید از بین برود و از همان روز اول فرمود که ما در این جنگ پیروزیم و سیلی به صدام بزنیم که دیگر نتواند کاری بکند و آن چیزهایی که خودتان می دانید. همان روزی که آنها حالت تهاجمی بر علیه ما داشتند. روحیة مردم ما مانند ملت پیروز بود. البته خیلی ها خدمت کردند، نیروی هوایی انصافاً آن روز قوت قلب به مردم داد و با حملاتی که به داخل خاک عراق کرد روح و نشاط به ما داد. نیروی زمینی بعد از اینکه بر خود مسلط شد، جلوی پیشرفت نیروهای عراقی را گرفت. نیروی دریایی در دریا موفق شد امنیت خلیج فارس را حفظ کند و ما رفته رفته بر خودمان مسلط شدیم و برنامه ریزی کردیم، اما همة آن مراحل مراحل دفاع بود. یعنی در این حد بود که جلوی پیشرفت نیروهای عراقی و سقوط حتمی کشور را بگیریم، تا اینکه حزب الله به میدان آمد و سپاه پاسداران در لباس رزم درآمد و مسئولیت های بخشی از جنگ را بر عهده گرفت و آن پیش بینی پیامبرگونة امام که مدت ها قبل از جنگ دستور تشکیل ارتش ٢٠ میلیونی را داده بود و هیچ کس آن روز نمی توانست بفهمد این ارتش ٢٠ میلیونی برای چیست، معلوم شد که آن پیش بینی چقدر بجا بوده است. پایگاه های بسیج که سپاه درست کرده بود، مردم را آموزش داد و مردم را مسلح کرد و مردم غیرنظامی هم مثل نظامی ها وارد جبهه شدند و دار و ندارشان را در خدمت جنگ گذاشتند و دو میلیون آواره را روی چشم شان نگه داشتند و خرج جنگ را دادند و مخارجی که بر ما تحمیل می شد و مشکلاتی که بود را تحمل کردند و مردم که در این مدت کم کم مجهز شدند و سازمان داده شدند و وارد ارتش شدند و ارتش دید که در کنار خودش این مردم را دارد و روحیه گرفت، بیش از آنچه که داشت، ما یک سال بعد از آنان توانستیم حالت تهاجمی را شروع کنیم که امروز دنبالة آن برنامة جدید است. من چیزهایی که شما می دانید، نمی خواهم تکرار کنم. اولین حملة موفقیت آمیز برادران ما دارخوین بود که درست دو روز بعد از عزل بنی صدر از ریاست جمهوری توسط مجلس شورای اسلامی بود و در این حمله نشان دادیم که چه نیروهای عظیمی هستیم. بعدش فتح شمال آبادان، فتح بستان، فتح المین، فتح بیت المقدس و بعد حماسة گرفتن خونین شهر و سپس یک ضربة هشیاردهنده به عراق در خاک خودش بود و امروز حالتی که ارتش جمهوری اسلامی ایران دارد حالت انتظار است و حالتی که سپاه و بسیج و نیروهای مردمی داخل جبهه دارند حالت انتظار است و منتظرند که فرمان بدهیم و از آنها بخواهیم که چه بکنند.
صدام و حامیان صدام گوششان را خوب باز کنند. اگر حرف های قبلی ما را خوب گوش نکرده اند، این حرف هایی که الآن می خواهم بزنم خوب گوش کنند. ما امروز و اگر امروز نه، تا چند روز دیگر در سراسر مرز همه جا توپ های دورزن مان تا ٥٠ کیلومتر داخل خاک عراق را می تواند زیر آتش بگیرد. شما حامیان صدام خوب می دانید که ما این اسلحه و این توپ ها را داریم و هنوز هم از این توپ ها استفاده نکرده ایم، چون این توپ ها آن بُردی که دارد، فقط به درد همین که عرض کردم می خورد. هم مهماتش را داریم و هم توپ هایش را داریم و این قدر هم هست که سراسر جبهه را بپوشاند. شما می دانید که مراکز اصلی عراق در شرق دجله و فرات و همین جایی است که اگر ما در خاک عراق هم نیاییم، می توانیم اگر بخواهیم می توانیم عراق را با این کار بیچاره کنیم. ولی باز می دانید که ما با مردم عراق دعوا نداریم ما رنج می بریم از اینکه یک گلوله توپ بیندازیم و یک خانواده عرب عراقی