روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٧٤ - روزشمار جنگ چهارشنبه /١٠ شهریور ١٣٦١ /١٢ ذیقعده ١٤٠٢ /١ سپتامبر ١٩٨٢
همین گزارش حاکی است، سپس حاکم شرع خطاب به صادق قطب زاده که در دادگاه حضور داشت، گفت: بفرمائید شما به چه ترتیب این آقایان را در جریان مسئله شناسائی جماران و در اختیار قرار دادن خانه اشان برای عملیات قرار دادید؟
قطب زاده: من در بازجوئی ها گفتم، این آقایان از طریق بنده هیچ گونه در جریان امر قرار نگرفتند. فقط من یک بار به شاه ویسی گفتم، موقعیت محل آنجا را نسبت به منازل دیگر را برای ما بیاور. به هیچ عنوان چیز دیگری نگفتم. چون آن عامل نظامی از من خواسته بود. تا اینکه اینها چیزی آوردند به ما دادند که هیچ چیز نبود و من آن را دادم و به عامل نظامی و او گفت، بدرد ما نمی خورد. پیشنهاد کردند ما برویم آنجا را ببینیم و ما معرفی کردیم و قرار شد بروند محل را ببینند. اینها رفتند و برگشتند و آن حاج تقی به من گفت، آنجا برای انفجار بسیار خوب است؛ و من گفتم، فکر نمی کنم توافق کنند و اینها وارد جریان هم نیستند. گفت: نه به نظر می آید این طور که من با آنها صحبت کردم زیاد هم موافق نیستند و مخالفند؛ و بعد هم آنها آمدند گفتند، نمی فروشیم؛ و بعد من به او گفتم، خانه منتفی است.
حاکم شرع خطاب به متهم (شاه ویسی) گفت: در پرونده تان هست: یک روز من پیش قطب زاده بودم که از من داستان ساختمان شوهرخواهرم را که قبلاً برای او شرح داده بودم پرسید و گفت: یک حرف می خواهم بزنم آن ساختمان را نشان یک کسی که می آید با تو آشنایش می کنم بده. اول چون قصد خریدن خانه مطرح بود، من فکر کردم برای خریدن می آید. سپس گفت: نه می خواهیم یک کارهائی انجام دهیم که بعد از دیدن به تو خواهم گفت و یک فردی می آید و من تو را به او معرفی می کنم تا چه می تواند بکند. پرسیدم: چطور کارهائی؟ گفت: تخریب. گفتم: چطور؟ گفت: بعداً می گویم. پس انگیزه معرفی حاج تقی به من دیدن محل و شاید شناسائی و یا چگونگی تخریب آنجا بوده است.[١]
آنگاه آقای ری شهری قسمت های دیگری از اعترافات شاه ویسی را که در پرونده ضبط است، قرائت کرد که بر اساس آن شاه ویسی اعتراف کرده است که از دلیل بازدید حاج تقی از خانه کاملاً با اطلاع بوده است.
وی افزود: حاج تقی نیز در پرونده اش گفته است که آقایان مخصوصاً شاه ویسی در جریان کامل طرح بوده اند و فروزان را هم من در جریان گذاشتم و گفتم که نقشه ما و آقای قطب زاده چیست و ایشان هم بدون تردید قبول کردند. مخصوصاً آقای شاه ویسی دل پر خونی از روحانیت مبارز داشتند.
حاج تقی هم چنین در پرونده خود گفته است که آقای قطب زاده گفتند، اگر امام در اثر انفجارات احیاناً شهید نشدند و خواستند محل را ترک کنند حتماً با آر.پی.جی زده شود؛ که ایشان (قطب زاده) تأکید داشتند، با زنده ماندن امام تمام رشته ها پنبه خواهد شد.
قطب زاده در پاسخ به مسائل فوق گفت: تمام مطالبی که حاج تقی گفتند دروغ است و او نسبت به من یک حالت عناد دارد.
همین گزارش حاکی است، پس از دفاعیات شاه ویسی، داراب فروزان به دفاع از خود پرداخت. وی گفت: در این رابطه که شما فرمودید در کیفر خواست من هست، اصلاً درباره کشتن امام یا توطئه تا این لحظه که اینجا هستم هیچ گونه دخالتی نداشتم و نمی دانستم جریان چه بوده؛ در رابطه با آقای قطب زاده، من فقط یک بار در محیط خانوادگی بودیم و تعدادی هم جمع بودند و در آنجا جز سلام و خداحافظی حرفی بین من و قطب زاده رد و بدل نشد. بعد در تعطیلات عید نوروز بود، آقای شاه ویسی با خانواده اش آمدند خانه ما دیدن و در همین رابطه صاحبخانه ما خیلی فشار می آورد که منزل را تخلیه کنم و چون آن منزلی که در جماران نیمه کاره بود، می خواستم بفروشم، آقای شاه ویسی که برادر خانم من هستند به من گفت: اگر خانه را می خواهید بفروشید مشتری هست. من سؤال کردم: مشتری کیست؟ گفت: قطب زاده است. ضمناً من آدرس و جای منزل را هم کشیدم به او دادم. چند روز بعد آقای شاه ویسی تلفن زد و ما رفتیم آنجا و یک آقا آنجا بود گفت: من حاج تقی هستم؛ که با ایشان رفتیم ساختمان را دیدیم بعد موقع برگشتن فقط ایشان یک کلمه پرسیدند: خانه امام کدام است؟ گفتم: خانه سه تا باغ آن طرف تر است. بعد از من پرسید: خانه را برای چه می خواهی بفروشی؟ گفتم:
[١] ١٨. همان، ص١١.