روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٨٠ - روزشمار جنگ جمعه /٢٦ شهریور ١٣٦١ /٢٨ ذیعقده ١٤٠٢ /١٧ سپتامبر ١٩٨٢
مخالف بود که یک کشور عربی میانجی باشد، چون می گفت که کشورهای عربی باید حامی من باشند و اگر یک کشور عربی میانجیگیری کند، یعنی یک کشور عربی بی طرف است و من این را قبول نمی کنم. حتی اگر می بینید که در کنفرانس اسلامی ٤ تا از کشورهای غیر عرب آمدند، از کشورهای ترکیه، پاکستان، گینه و یاسر عرفات را هم گذاشتند، چون سازمان فلسطین بود و یک کشور عربی نبود، اینها برای این بود که عرب میانجی نباشد. عراق قبول نمی کرد که یک کشور عربی میانجی باشد.) حالا عراق گفته که سوریه میانجی باشد. سوریه گفته من نمی توانم میانجی باشم. من موضع ام با ایران یکی است. این از صراحت های حافظ اسد در آنجاست. گفته من مثل ایرانی ها صدام را متجاوز می دانم صدام به ایران حمله کرده این همه آدم کشته شده، این همه خسارت بار آمده، جبهه ضداسرائیلی عرب تضعیف شده و صدام مسئول اشغال نظامی لبنان و تفرق فلسطینی هاست و من نمی توانم بی موضع باشم و بروم میانجیگری کنم. من نظرم الان مثل ایران است که صدام جانی است و باید سقوط بکند و باید حکومت عراق به دست غیر صدام باشد.
بنابراین سوریه میانجیگری را هم قبول نمی کند و می گوید من با ایرانی ها باید در هر مسئله ای که در رابطه با عراق باید انجام شود، باید مشورت کنیم و الان موضع مشترک داریم. اینها برای اینکه خیلی شکست نخورند، می گویند پس قبول کنید دو ماه دیگر جلسه ای در ریاض داشته باشیم، آن را هم قبول نمی کند و می گوید من نمی توانم پیش بینی کنم. بعد اینها می آیند و اعلام می کنند که گفتند ما دو ماه دیگر جلسه در فلان جا داریم. ببینید چقدر سقوط و چقدر ضعف. این داستان اینهاست حالا برای اینکه به رخ ما بکشند و خیال بکنند که ایران از میدان در می رود، آمدند یک قطعنامه ساختگی آن جوری را به عنوان مصوب گفتند که حالا رزمندگان ما در ایران و ماها وحشت کنیم که حالا کشورهای عربی همه به جنگ ما می آیند. داستان اینها مثل آن گنجشکی بود که نشسته بود روی درخت بزرگ چنار و وقتی که یک قدری ماند و شیطنت هایش را کرد و خواست برود به درخت گفت، که مواظب باش من می خواهم پرواز کنم. خودت را بگیر من می خواهم بروم. آن گفت، باباجان تو وقتی آمدی ما نفهمیمدیم، حالا موقع رفتنت از ما اجازه می خواهی. خب این عرب ها اگر قطعنامه دادند در گذشته چی نداده بودند؟ عربستان و کویت و بعضی از شیوخ ٣٠ میلیارد دلار پول به عراق دادند. اردن که بسیج عمومی اعلام کرد و هرچه توانست نیرو فرستاد. مصر هم که تازه توی این کنفرانس نبود و هرچه توانست نیرو فرستاد و بقایای اسلحه هایی که از شوروی گرفته بود و به درد ارتش عراق می خورد، داده بود. چیزی عراق کم نداشت. بندرهای اینها که هر روز دارد کشتی های اسلحه می آید توی میدان، بندر اردن، عقبه و بندرهای کویت و شیوخ دیگر خلیج، بندرهای عربستان سعودی و همه اینها. راه هایشان که در اختیار عراق است، بیمارستان هایشان که در اختیار