روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٧٧٣ - روزشمار جنگ یکشنبه /١٨ مهر ١٣٦١ /٢٢ ذی الحجه ١٤٠٢ /١٠ اکتبر ١٩٨٢
کنفرانس در بغداد کشورهای غیرمتعهد را از داخل متلاشی کند و به عاملی در جهت سیاست های امریکایی مبدل سازد.
مسائل آن قدر گویاست که احتیاجی به تفسیر و توضیح ندارد، فقط این سؤال مطرح است که در مدت دو سه ماه اخیر چه تحولی در وضعیت ایران و عراق و جنگ به وجود آمده که همة این تفسیرها و تعبیرها تغییر می یابد و صدام جنگ طلب و آشوبگر، متجاوز و کارگزار سیاست امپریالیستی امریکا، که مأموریت تضعیف و نابودی جبهة پایداری و انقلابیون منطقه را به عهده داشته، به رژیمی ضدامپریالیست و ضدصهیونیست و صلح طلب بدل می شود. یا شاید این طور تصور شود که حزب وطنی دچار تحول گردیده و به سر عقل آمده و از وابستگی و دنباله وری از سیاست شوروی دست برداشته که این نیز امری محال و غیرممکن است و نشانه هایی از این مسئله نیز به چشم نمی خورد، بلکه بر عکس همچنان که گفته شد، حزب وطنی در پی سیاست شوروی در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران تغییر لحن داده و موذیانه ضمن سکوت در مورد تجاوز عراق به ایران به تضعیف جمهوری اسلامی مشغول است.
با توجه به این مسئله که در ماهیت تجاوزکارانه و ضدانسانی رژیم صدام هیچ گونه تغییری حاصل نشده و حزب وطنی نیز دچار تحول نگردیده، به این واقعیت می رسیم که تحولات اخیر که به دنبال پیروزی های نیروهای اسلام در جبهه ها به دست آمده، برای استکبار جهانی شرق و غرب خوشایند نبوده است. امپریالیزم غرب به سرکردگی امریکا، به دلیل از دست دادن منافع خود در ایران و نیز به خطر افتادن منافعش در منطقه از سوی انقلاب و جمهوری اسلامی هرگونه حرکت و تلاش ضدانقلابی را حمایت می کند که در این زمینه ها بحث ها و تفسیرهای فراوانی شده و باز هم جای بحث و تفسیر دارد. استکبار شرق هم به رهبری شوروی به لحاظ ماهیت، تمایلی به گسترش و نفوذ انقلاب اسلامی در منطقه نشان نمی دهد.
از ویژگی های انقلاب اسلامی که آن را از سایر انقلابات متمایز می کند، بُعد معنوی و الهی آن است که شوروی و اقمارش با همة زدوبندهای سیاسی نمی توانند نارضایتی خود را از آن پنهان نمایند. انها اساس و پایة حرکت خویش را بر این مبنا قرار داده اند که مذهب و بُعد فرهنگی نقشی در تحولات اجتماعی ندارد، بلکه بر عکس مذهب افیون توده هاست و باید بر انداخته شود. انقلاب اسلامی از این جهت آنان را در یک دوگانگی و بن بست ایدئولوژیکی قرار داده و اگر با هزار و یک توجیه و تحلیل مادی بتواند تحول انقلابی در ایران را نادیده بگیرند، گسترش و همه گیرشدن این حرکت، مشکل آنان را صدچندان خواهد کرد و برای آن توجیهی نخواهند یافت.
ویژگی دیگری که انقلاب اسلامی را از دیگر انقلابات متمایز می کند و باعث نارضایتی قدرت های جهانی است استقلال و عدم اتکا آن به شرق یا غرب در مبارزه با رقیب است، تمامی تحولات انقلابی که در کشورها رخ داده بدین صورت بوده است که برای مبارزه با نفوذ یکی از دو ابرقدرت شرق یا غرب اتکا به رقیب را در پیش گرفته اند و این خود باعث نوعی وابستگی سیاسی - اقتصادی به جناح رقیب گردیده و ابرقدرت ها نیز با این توجیه که هر حرکت و دگرگونی علیه رقیب به نفع دیگری است، سیاست خویش را تعیین کرده اند و شوروی نیز از ابتدا با این توجیه که انقلاب اسلامی یک حرکت ضدامریکایی بوده و به نفع آنان است، سعی در تأیید انقلاب داشت، اما امروز با دریافت این واقعیت که انقلاب اسلامی برخلاف تمامی انقلابات دنیا در دشمنی با امریکا هرگز به دامن شوروی پناه نخواهد برد و در بازی های سیاسی جهانخواران وارد نخواهد گشت و تنها به مردم، این نیروی لایزال الهی که اصیل ترین پایگاه تحولات انقلابی هستند، متکی خواهد شد، گاه و بی گاه عدم رضایت خود را نشان می دهد و با دنبال نمودن سیاست جلوگیری از بسط و گسترش فرهنگ انقلاب اسلامی عداوت و ناخرسندی خویش را نشان داده است. حمایت سیاسی و نظامی شوروی از رژیم منحط و امریکایی صدام نیز از همین واقعیت ناشی می شود.