روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٨١٨ - روزشمار جنگ چهارشنبه /٢١ مهر ١٣٦١ /٢٥ ذی الحجه ١٤٠٢ /١٣ اکتبر ١٩٨٢
تنها در جادههای اطراف تهران چند نفر را با یونیفرم دیدم که آنها هم مأموران غیرمسلح پلیس راهنمایی [و رانندگی] بودند. در مورد جوخههای سرباز و موانع باید بگویم که در تمام مدت اقامتم در تهران حتی به یکی از آنها برخورد نکردم و تمام نظامیانی را که در خیابان دیدم، همگی عابرانی غیرمسلح بودند. تنها کسانی را که من مسلح دیدم و تعدادشان هم خیلی کم بود، [افرادی بودند که] در مقابل ساختمانهای
عمومی نگهبانی میدادند.
معذلک برای ورود به ادارات دولتی و خدمات عمومی، بازرسی بدنی شدیدی بهوسیلة یک کارمند غیرنظامی انجام میشود. این بازرسی بدنی را برای خارجیان چنین توضیح میدهند که منظور احتیاط اولیهای است که در نتیجة سوء قصدهایی که منجر به مرگ ٧٢ تن از برگزیدگان انقلاب، دومین رئیسجمهور و نخستوزیرش، آقای رجایی و آقای باهنر، و غیره گشته است، اعمال میشود. از هنگام ازهمپاشیدن هستههای منافقین (اسمی که به مجاهدین خلق داده میشود) سوء قصد به جان شخصیتها کم شده است، اما اکنون بمبهایی در خیابان قرار داده میشوند که کورکورانه مردم عادی را هدف قرار میدهند.
بدین ترتیب در ٦ سپتامبر [١٥ شهریور] ماشین بمبگذاریشدهای در خیابان خیام نزدیک پارک شهر منفجر شد و ٢٥ کشته و ١٥٠ زخمی به جای گذاشت، در آن حوالی هیچ نوع هدف نظامی یا دولتی وجود نداشت. در ١١ سپتامبر بمب دیگری در میدان انقلاب منفجر میشود که این بار خسارت زیادی به بار نمیآورد. این سوء قصدها که هدفهای غیرنظامی دارند، نتایجی جز به خشم آوردن مردم نداشتند. بیش از پانصد هزار نفر که در مراسم تدفین قربانیان شرکت کردند، خواستار "اعدام همة تروریستهایی که مسلح دستگیر شوند"، شدند.
بالاخره اول اکتبر [٩ مهر] کامیون بمبگذاریشدة دیگری در خیابان ناصرخسرو در حوالی محل انفجار اول منفجر میشود. برآورد خسارت آن سنگین است، ٦٠ نفر کشته و ٧١٧ نفر زخمی که ٢١٧ تن آنها بستری شدند.
علیرغم این ناامنیها و شرایط جنگی، فعالیت شدید تجاری در بازار حاکم است، مغازهها و دستفروشیها مملو از مواد اولیة ضروری مانند سبزیجات، میوه، گوشت، پوشاک و غیره میباشد. کتابفروشیها فراوان و پررفتوآمد هستند. همه نوع کتاب به زبان فارسی، عربی، انگلیسی و گاهی فرانسه، البته در مورد مذهب و همچنین در مورد ادبیات، هنر، تاریخ، علوم و حتی رمانهای پلیسی یافت میشود. جواهرفروشیها، فرشفروشیها، مغازههای وسایل خانه و وسایل برقی خانگی فراواناند و مشتریان زیادی دارند.
با وجود این، چیز بیهودهای وجود ندارد، فروشندگان اشیا لوکس دکان خود را بستهاند. با دیدن معاملاتی که انجام میشود، میتوان فهمید که قیمتها قابل دسترس میباشند.»
در ادامه این گزارش آمده است: