روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٧٥ - روزشمار جنگ چهارشنبه /١٠ شهریور ١٣٦١ /١٢ ذیقعده ١٤٠٢ /١ سپتامبر ١٩٨٢
دستور دادند چون ممکن است اینجا مواد منفجره بیاورند، برای این است و به هر کسی نمی شود فروخت. بعد او گفت: اتفاقاً این مسئله ای نیست خیلی راحت می شود مواد منفجره آورد توی مصالح کار گذاشت. گفتم: اصلاً نمی گذارند مصالح بیاوری، مگر خود من که آنهم با گشتن مصالح و دیدن می برم. بعد آمدیم سوار ماشین شدیم، در ماشین از من پرسید: این خانه مجاور متعلق به کیست؟ من گفتم: الان یک آقای روحانی که من فکر می کنم دادستان کل انقلاب است در آن سکونت دارد. بعد من با ماشین خودم او را بردیم رساندیم و به من گفت: مدارک و فتوکپی و نقشه هوایی منزل را برای استعلام بیاور؛ و من اینها را تهیه کردم و به او دادم و هیچ صحبتی نشد. بعد از چند روز به آقای شاه ویسی گفتم: پس فروش خانه چه شد؟ ایشان گفت: اصلاً دیگر با اینها صحبت نکن قصه را تمام شده فرض کن.
سپس آقای دادستان اظهار داشت: مطالبی که شاه ویسی و حاج تقی در پرونده های خود گفته اند، کاملاً مشخص می کند که شما کاملاً در جریان امر بوده اید. ضمناً در موقع خرید یک خانه معمول نیست که نقشه هوائی آن را ارائه دهند و درخواست نقشه زمینی و هوائی کاملاً نشان می دهد که مسئله خرید خانه مطرح نبوده، حتی در مورد اینکه آیا می توان به اینجا شیشه تی.ان.تی آورد گفته اید، آوردنش آسان است اما انتقال آن مشکل، بنابراین هماهنگی که بین اعترافات شاه ویسی و حاج تقی وجود دارد کاملاً ثابت می کند که شما در این توطئه دخالت داشتید و اطلاع کامل داشته اید.
متهم گفت: چون ساختمان این خانه تمام نشده بود، این طبیعی است که من نقشه آن را نشان بدهم و من حتی به حاج تقی گفتم که تمام وسائلی را که در اینجا می بینی قبل از آوردن به اینجا بازرسی شده است.
در اینجا حجت الاسلام ری شهری ضمن نشان دادن نقشه ای که داراب فروزان در اختیار قطب زاده قرار داده بود، از وی سؤال کرد: آیا [برای] فروش منزل احتیاج به نقشه جماران دارید؟ فروزان پاسخ داد: در هنگام فروش برای استعلام خانه این نقشه لازم است.
این گزارش حاکی است پس از دفاعیات فروزان، حسین شاه ویسی در آخرین دفاع خود گفت: من گناهکار هستم ولی ساده لوحانه وارد جریان شدم و تقاضای عفو دارم. داراب فروزان نیز در آخرین دفاع خود گفت: من اصلاً اطلاعی از جریان توطئه نداشتم. به گزارش خبرنگار ما دادگاه در ساعت ١٣:٣٠ با تکبیر حاضرین به کار خود پایان داد.»[١]
[١] ١٩. روزنامه جمهوری اسلامی، ١٢/٦/١٣٦١، ص١٠.