روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٧٤٥ - روزشمار جنگ جمعه /١٦ مهر ١٣٦١ /٢٠ ذی الحجه ١٤٠٢ /٨ اکتبر ١٩٨٢
این مردمی که با این اخلاص عبادت میکنند، عباداتشان ارزش ندارد؟ شما خدا هستید و از نزد خدا آمدهاید؟ پیش کدام خدا عبادات این مردم ارزش ندارد، عبادات این مردم در نزد خدایان درهم و دینار ارزش ندارد. ولی پیش آن خدایی که این مردم او را میشناسند عباداتشان خیلی ارزش دارد. اینها زجر میکشند از اینکه جامعه، اسلامی شده است. شما برای حجاب حساسیت ندارید، اما این مردم حساسیت دارند، اینها (نهضت آزادی) در جزوهشان روی این نکته که ما اصیلترین انقلابیون بودهایم تکیه کردهاند. شما چقدر مبارزه کردهاید و مبارزهتان در چه حدی بوده است؟ شما یک مبارزهای قبل از سال ٤١ داشتید و آن این بود که گاهی یک حرف علیه رژیم اما نه علیه شاه میزدید و در همان موقع هم به روحانیت نیش میزدید. در کتاب "شریعتمدار در دادگاه تاریخ و در بولتن ساواک" هست که شما در سال ٤١ با امریکاییها مکاتبه میکردید و خواستة آنها را میخواستید اجرا کنید.
مگر شما نبودید که در سال ٤١ میگفتید، رفراندوم آری، اصلاحات آری و دیکتاتوری نه و اصل اصلاحات امریکایی را میخواستید؟ تنها به امید این بودید که امریکا علی امینی را کنار بگذارد و شما جای او را بگیرید. لذا چند تا از شماها به زندان افتادند و آنهایی که مقاومت نکردند پس از یکی دو ماه آزاد شدند و عدهای هم ماندند. آقای مهندس بازرگان پس از اینکه در سال ٤٦ از زندان آزاد شد، مستقیم به دارالتبلیغ شریعتمداری رفت. یعنی درست دارالتبلیغ در مقابل نیروهایی که با شاه درگیر بودند مقاومت میکرد. با اینکه امام هم با دارالتبلیغ به آن صورت مخالف بود، ایشان (بازرگان) به آنجا رفت و سخنرانی کرد. آیت الله طالقانی و دکتر شیبانی مرتب مبارزه را ادامه دادند و به زندان و تبعید محکوم شدند، ولی شما (بازرگان) مبارزه را کنار گذاشتید.
شما در سال ٥٧ چکار کردید؟ در آن موقع هم سازمان حقوق بشر تأسیس کردید و همین جمعیت به خانههای شریعتمداری میرفتند و در آنجا متحصن میشدند و رهبرتراشی میکردید و فکر میکردید که میتوانید در مقابل امام رهبر درست کنید. مردم رهبر انقلاب را شناخته بودند؛ چرا شما به آنجا میرفتید و هر روز در آنجا متحصن میشدید؟ چرا هر روز خبرنگاران خارجی را به آنجا میبردید؟ چرا منزل آیت الله گلپایگانی یا آیت الله نجفی نمیبردید؟ مگر اینها اعلامیه نمیدادند و مبارزه نمیکردند؟ شریعتمدار کسی است که تمام کارهایش زیر نظر ساواک بود. این سازمان حقوق بشرتان بود و آن هم متین دفتری، نزیه، مراغهای و یونسیتان و اینها همه کارهای شما بود. یک بخش از نیروهای عظیم مسئولین و مردم صرف جبران ضایعات و خرابکاریهای شما شده است.
شما ( نهضت آزادی) می گویید آینده این جامعه تاریک است؟ حدود ٢ سال پیش اینها در روزنامه میزان نوشتند که کشور به بنبست رسیده و فکری باید کرد و امام فرمودند که شما به بنبست رسیدهاید. این ملت بنبستها را میگشاید. برای این ملت تاریکی نیست، برای این ملت روشنی وجود دارد. تاریکی برای شماست. مطمئن باشید که روشنی روز به روز برای این مردم خط امام و اسلام فقاهتی و مبارزه با امریکا روشنتر میشود و برای شماها تاریکتر خواهد شد. برای شما آینده تاریک است. ولی برای این مردم آینده روشن است.
این مسئولین دل به دنیا و ریاست نبستهاند و هر لحظه در معرض خطر قرار دارند و با آغوش باز هم استقبال میکنند و این مسئولین در مقابل مردم سر بلند هستند. اینها (نهضت آزادی) میگویند که آزادی مطبوعات و احزاب در کشور نیست. کدام آزادی نیست؟ انتظار دارید دوباره در سیخرداد منافقین مسلمانها را بکشند؟ این چنین آزادی میخواهید یا آزادی که انتقاد سازنده کنند و حرفشان را بزنند وآزادی که مجلس وزیری را استیضاح کند؟ کدام نماینده هست که حرفش را نمیگوید؟ بله، آزادی برای گروهکهای محارب نیست که به خیابانها بیایند و ریشة انقلاب را بزنند، اینها (نهضت آزادی)