روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٨٢ - روزشمار جنگ چهارشنبه /٧ مهر ١٣٦١ /١١ ذی الحجه ١٤٠٢ /٢٩ سپتامبر ١٩٨٢
مستحکم کردن آن کوتاهی کرده بودند و نیز مسدود کردن راه ها از طرف شرق، نیروهای ارتش ایران با دادن تلفات و ضایعات بسیار کم، زمین های اشغالی را باز پس می گیرند و محاصرۀ آبادان که یک سال طول کشیده بود، شکسته می شود. جاده های استراتژیک آبادان - ماهشهر و آبادان - اهواز آزاد می شوند. مناطق اشغال شده به وسیلۀ عراقی ها در شرق رودخانۀ کارون کم می شود. نیروهای بعثی متحمل ضایعات و تلفات سنگینی می شوند. ضایعات عراق در این عملیات شامل یک هزارنفر کشته، دو هزار نفر اسیر، دو هزار زره پوش منهدم شده و... است. بدتر از همه روحیۀ سربازان عراقی که از چند ماه قبل سست شده بود، به طور جدی ضربه می خورد. در این بین، انهدام نیروگاه هسته ای "تموز" به وسیلۀ نیروی هوایی اسرائیل، یأس و ناامیدی عراقی ها را افزایش می دهد.
این وضعیت روحی می رفت که نتایج وخیمی در برخوردهای آتی به همراه داشته باشد و تسلیم واحدها را به محض قرار گرفتن در محاصره، افزایش می داد. دومین تهاجم عظیم ایران به نام "طریق القدس" در ماه های اکتبر و نوامبر ١٩٨١ (مهر، آبان و آذر ١٣٦٠) شروع می شود. منطقۀ استراتژیکی بستان در ٢٩ نوامبر ١٩٨١ (٨ آذر ١٣٦٠)، به وسیلۀ نیروهای اسلامی آزاد می شود. نیروهای ایران با این عملیات خطوط منظم دشمن را به هم می ریزند و ارتباط بین نیروهای شمال و جنوب دشمن را در این منطقه قطع می کنند. در دسامبر ١٩٨١ (آذر و دی ١٣٦٠) و ژانویۀ ١٩٨٢ (دی و بهمن ١٣٦٠) عراقی ها دست به چندین تهاجم ناامیدانه برای به دست آوردن مناطق ازدست داده می زنند. آنها نمی توانند تا بهار خطوط دفاعی خود را تثبیت کنند.
در اواسط ماه مارس ١٩٨٢ (فروردین ١٣٦١)، نیروهای اسلامی ایران دست به حملۀ جدیدی به نام "فتح المبین" می زنند و بدین ترتیب مناطق شوش و دزفول بعد از برخوردهای خونین آزاد می شوند.
سرنوشت نیروهای اشغالگر تعیین و مسلم می شود که آزادی خرمشهر - آخرین منطقۀ مهم تحت اشغال عراقی ها - دیگر بستگی به مسئلۀ زمان دارد. در شب ٢٩ و ٣٠ آوریل ١٩٨٢ (٩ و ١٠ اردیبهشت ١٣٦١) عملیات "بیت المقدس" شروع و در ٢٤ ماه مه ١٩٨٢ (٣ خرداد ١٣٦١) منجر به آزادی خرمشهر و کل استان خوزستان می شود.
در ١٣ ژوئیۀ ١٩٨٢ (٢٢ تیر ١٣٦١)، عراق به نوبۀ خود اشغال می شود. نیروهای مسلح ایران در منطقۀ بصره - تنها بندر و دومین شهر مهم عراق - از مرز عبور می کنند و با مقاومت کینه توزانۀ ارتش بعثی روبه رو می شوند، اما ارتش اسلامی ایران قسمت اعظم نیروهای خود را در ذخیره نگهداشته است و هر لحظه می تواند به کمک مخالفین رژیم عراق - که بر سر مسئلۀ اسلام با این ارتش متفق اند - جبهه های دیگری را بگشاید. برای بازماندگان ارتش صدام جلوگیری از چندین حمله در آن واحد دشوار خواهد بود.
درس های زیادی را می توان از این جنگ آموخت. در اوایل جنگ نسبت نیروها ١ به ٢٠ به نفع عراق بود، کم کم ایران تواست این نسبت را تعدیل نماید و از لحاظ نفرات از ارتش عراق پیشی بگیرد. این جنگ نظر نخبگان نظامی را در مورد برتری تکنولوژی بر ایمان، انگیزه و قدرت جمع آوری را مورد سؤال قرار می دهد. درسی که باید در این جنگ برای اعراب قابل تفهیم باشد، این است که این جنگ نشانگر محدودیت نفوذ ابرقدرت ها در مورد مسئلۀ جنگ و صلح می باشد. با وجود محاصره های اقتصادی مختلف، ایرانیان موفق شدند، با جمع آوری حداقل وسایل مانند هواپیما و تانک تا رسیدن تسلیحات جدید ایستادگی کنند. این جنگ ولو قدرت های تولید کنندۀ جنگ افزار و محدودیت تصمیمات سیاسی آنها را نشان داد. همه فکر می کردند که سلاح های امریکایی ایران به علت نبود لوازم یدکی محکوم به شکست هستند، در صورتی که تا به امروز فانتومهای ایران به پرواز خود ادامه می دهند و تانک های "پاتون" هنوز حرکت میکنند.
پیروزی ایران قبل از هر چیز معنوی است. این پیروزی چشم و گوش اعراب و مسلمانان را در مقابل شعارها و سخنرانی های عوام فریبانه رهبرانشان باز می کند. این رهبران از این مسئله آگاه اند و از قبل می دانند که انقلاب اسلامی می تواند آنها را سرنگون کند و آن هم نه با اشغال مستقیم سرزمین آنها، بلکه به وسیلۀ ایمان ایرانی ها که به ملتشان نشان می دهد قادر به این کار است.[١]
[١] ٣٥. مأخذ ٢٤، صص ٦٣ و ٦٤ و ٥٧، نشریه ژون آفریک چاپ فرانسه.