روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٩٨ - روزشمار جنگ جمعه /٢ مهر ١٣٦١ /٦ ذی الحجه ١٤٠٢ /٢٤ سپتامبر ١٩٨٢
ایشان مسئولیت داشت و همة اینها را هم می دیدید این هم یک بُعد قضیه که قابل توجه است که چرا در ظرف این مدت ارتش جمهوری اسلامی مجهز نمی شود به حدی که لااقل بتواند ده روز در مقابل عراقی ها در گردنه هایی که یک گردان هم می تواند یک لشکر را متوقف بکند، آنجا دفاع بشود. این هم مسئله ای است که از یک طرف دیگر قابل توجه است. روزهایی که بنا بود حمله آغاز شود، در داخل یک بحران فوق العادة سیاسی را به وجود آوردند. حالا می توانید ارزیابی کنید. ١٦ شهریور ارتش عراق به طور رسمی به ما حمله کرده، یعنی حملة پشتیبانی را شروع کرده، از مرزهای غرب آمده قصرشیرین را رسماً مورد تعرض قرار داده و مقدار زیادی در خاک ما آمده - سی و یکم شهریور آن موقعی است که یک دفعه هواپیماها و نیروها یک دفعه حرکت می کنند والا این پانزده روز ، شانزده روز هر روز حمله بوده - ١٦ شهریور عراق شروع به حمله می کند و ١٧ شهریور آقای بنی صدر در میدان شهدا آن نمایش را به اجرا گذاشت که یادتان هست که اولین حرکتی که بنی صدر علیه خط امام به طور رسمی و مهاجمانه کرد آن روزی بود که در ١٧ شهریور [آن سخنرانی را کرد.] حالا موقعی که عراق حمله کرده و او هم جای فرماندة کل قواست و می داند قضیه چیست.»[١]
رئیس مجلس شورای اسلامی با برشمردن اهداف عراق از حمله به ایران گفت: «عراق آمده و حالا چه می خواهد؟ یک نقشة رسمی با امضای مسئولین عراق وجود دارد و یک کتاب نوشته شده که هر دو آن را ما داریم که از سنگرها به دست آوردیم که عراقی ها هدف اصلی شان از نظر نظامی این بوده که خوزستان به کلی از ایران جدا شود و کشور مستقلی به نام عربستان و مرکز آن اهواز به نام الاهواز و عربی باشد. در مورد کردستان ظاهراً با کردها توافق کرده بودند که کردستان هم از آنها باشد. در مورد آذربایجان من نمی دانم. احتمالاً با مسائلی که در رابطه با آقای شریعتمداری بعداً کشف شد، و بعداً باید منتظر باشیم که احتمالاً برای آذربایجان هم برنامه ای داشتند و اگر آنها نداشتند این یکی ها (ضدانقلاب داخلی) داشتند و بی برنامه برای اینجاها نبودند. ... با این برنامه عراق حمله کرده و صدام قهرمان قادسیه شده و حالا بنی صدر هم باید با این صدام بجنگد.»
نماینده امام در شورای عالی دفاع افزود: «ما رفته رفته بر خودمان مسلط شدیم و برنامه ریزی کردیم، اما همة آن مراحل مراحل دفاع بود. یعنی در این حد بود که جلوی پیشرفت نیروهای عراقی و سقوط حتمی کشور را بگیریم تا اینکه حزب الله به میدان آمد و سپاه پاسداران در لباس رزم درآمد و مسئولیت های بخشی از جنگ را بر عهده گرفت و آن پیش بینی پیامبرگونة امام که مدت ها قبل از جنگ دستور تشکیل ارتش ٢٠ میلیونی را داده بود و هیچ کس آن روز نمی توانست بفهمد این ارتش ٢٠ میلیونی برای چیست، معلوم شد که آن پیش بینی چقدر بجا بوده است.»
[١] ١٧. روزنامه جمهوری اسلامی، ٣/٧/١٣٦١، ص ١٠.