روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٧٧٠ - روزشمار جنگ یکشنبه /١٨ مهر ١٣٦١ /٢٢ ذی الحجه ١٤٠٢ /١٠ اکتبر ١٩٨٢
به امریکاییان داده است و تا زمانی که متجاوز در کشور است، خون یک ایرانی نباید در رگ ها آرام بگیرد و این رمز پیروزی ما می باشد.»[١]
ضمیمة اول گزارش ٧٩٠
متن کامل سرمقالة امروز روزنامة جمهوری اسلامی با عنوان "تلاش مسکو" بدین شرح است:
«هیچ کس نمی تواند باور کند که امریکا بدون توافق شوروی می تواند در گوشه ای از جهان دست به جنایت بزند، همان گونه که هیچ کس نمی تواند باور کند شوروی بدون توافق امریکا می تواند مرتکب جنایت شود. این نکته روشن را هم نمی توان منکر شد که این دو جهانخوار هیچ کدام مایل نیستند شاهد قدرت و نفوذ و حتی وجود دیگری باشند، بلکه هر کدام مایلند سراسر جهان را زیر سلطة خود داشته باشند، ولی واضح است که این فقط یک آرزوی قلبی است و آنها چاره ای ندارند جز آنکه با سازش و توافق به جنایات خود ادامه دهند و هر جا که می توانند دور از چشم دیگری و با شیطنت هایی که ویژه خودشان است، سر رقیب را کلاه بگذارند. البته این واقعیت را هم باید در نظر داشت که گاه یکی از این دو به دلایل مختلف زمانی یا مکانی و یا عدم کارایی سران دچار بیم و هراس از طرف مقابل هم شوند و به سیاست باج دهی پناه می برند. توافق امریکا و شوروی در مسئله لبنان و اکتفا کردن کرملین نشینان به صدور چند بیانیه و ارسال پیام به ریگان نشان داد که اگر این نوع موضع گیری از سوی شوروی و از روی ترس نباشد، قطعاً دلیل توافق های ضمنی دیگری میان واشنگتن و مسکو صورت گرفته است و چه بسا این توافق در مورد افغانستان باشد. هیچ بعید نیست امریکا به شوروی قول داده باشد که دستش را در افغانستان بیش از پیش بازخواهد گذاشت، به شرط آنکه در زمینة قصابی های صهیونیست ها با حمایت شیطان بزرگ در بیروت از حد معمول دیپلماتیک فراتر نرود. هرچند که حق دارد برای گمراه کردن افکار عمومی جهان از کلمات تندی در بیانه ها و نامه هایش استفاده کند.
از این مسئله که بگذریم به جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه جمهوری اسلامی ایران می رسیم و توافق های شوروی و امریکا در این زمینه؛ روشن است که مبتکر اصلی این جنگ امریکا است. ولی شوروی نیز از تهاجم ارتش مزدور عراق به جمهوری اسلامی ایران بی اندازه خوشحال شد. زیرا فکر می کرد مسئولان جمهوری اسلامی ایران در اثر این تهاجم دچار چنان ضعفی خواهند شد که چاره ای جز دراز کردن دستشان به سوی همسایة شمالی خود نخواهند داشت. در نتیجه جنگی که امریکا برای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی و شکستن انقلاب اسلامی به راه انداخته است، به نفع شوروی تمام خواهد شد و ایران به راحتی به چنگ شوروی خواهد افتاد.
بر اساس همین تحلیل بود که شوروی با شتاب فراوان به صدام کمک تسلیحاتی کرد و حتی از تحویل جدیدترین سلاح های خود از قبیل میگ - ٢٥ به حاکمان بغداد دریغ نورزیدند. ولی همان گونه که همه دیدند این محاسبات غلط از آب درآمد و جمهوری اسلامی ایران نه تنها در اثر این جنگ درمانده نشد، بلکه اکنون قوی تر و پرصلابت تر از گذشته به راه خود ادامه می دهد و شعار بی نظیر و بی سابقه "نه شرقی - نه غربی" را به پیش می برد. طبیعی بود که شوروی از چنین وضعی ناراضی باشد و برای جلوگیری از ادامة این وضعیت تلاش کند و در مرحلة سیاسی نیز طرف عفلقی های بغداد را بگیرد. شوروی و امریکا هر دو می کوشند کاری کنند که انقلاب اسلامی ایران را به طرف خودشان بغلطانند تا از یک سو ایران را در چنگال خود داشته باشند و از سوی دیگر هر طور که شده نگذارند شعار "نه شرقی - نه غربی" به عنوان یک تز قابل پیاده شدن در ذهن مردم جهان جا بیافتد. زیرا این امر با این طرز فکر استعماری که هیچ کشوری نمی تواند بدون اتکا به شرق یا غرب روی پای خودش بایستد، به شدت در تضاد است و جهانخواران مایل نیستند اجازه دهند ملت ها باور کنند که می شود یک ملت بدون اتکا به شرق یا غرب روی پای خود بایستد. در مورد جمهوری اسلامی ایران، اکنون امریکا و شوروی دچار سرگیجه هستند. زیرا برای آنها باورکردنی نبود که یک ملت پس از سال های طولانی استعمارزدگی بتواند این گونه آزاد و مستقل زندگی کند و در برابر همة توطئه ها بایستد و به صورت
[١] ٣٤. مأخذ ٦، ص ١١.