روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٦٨ - روزشمار جنگ چهارشنبه /٣١ شهریور ١٣٦١ /٤ ذی الحجه ١٤٠٢ /٢٢ سپتامبر ١٩٨٢
انقلاب بود، مردم آنجا احساس می کردند که انقلاب اسلامی دریچه ای تازه برای یک زندگی نو بر روی آنها گشوده و این را ما در جزیرة هرمز و بندرعباس و جاهای دیگر دیدیم. دیدن این نقاط این اهمیت را دارد که انسان از فشارهای سیاسی ناشی از رفاه طلبی شهرها کمی آسوده شود. من فکر می کنم که باید این نقاط محروم و محرومیت ها برای همه مردم روشن شود تا اینکه ملت ایثارگر ما در شهرها احساس کنند که ویرانی های رژیم گذشته چه ابعاد گسترده ای دارد و طبیعتاً با روحیه ای که در میان ملت ما وجود دارد آنها فشارشان را بر دولت به خاطر اینکه مسائل شهری را کاملاً حل کند، کمتر می کنند تا دولت بتواند به نقاط محروم بیشتر رسیدگی کند. به طور مثال ما به روستایی کپرنشین در آن منطقه رفتیم، در آنجا حدود ٤٠ تا کپر بود و کپرها به وسیلۀ حصیرهایی که خود مردم بافته بودند، ایجاد شده بود و بعضی از آنها هم حتی پاره بود. کف این کپر ها فقط زمین بود، در کف بعضی از آنها حصیر پهن شده بود. اگر مجموع داخل کپر را نگاه می کردید شاید به اندازۀ ٥٠٠ تا ٦٠٠ تومان جنس نبود و پس از اینکه می پرسیدم شما در زمستان چه کار می کنید، مشخص می شد که در فصل سرما و باران هیچ گونه پناهی ندارند و بعضی ها در زمستان پلاستیکی روی حصیرها می کشند، ولی مشخص است که آب به درون کپرها نفوذ می کند و معلوم است با چه وضعی زندگی می کنند. در آنجا یک بچه ای که صورتش زخمی بود را دیدم. وقتی از حال او جویا شدم، مشخص شد که مادرش چندی پیش در سن ٣٠ سالگی فوت کرده است. یک هفته الی پانزده روز طول می کشد که مردم آنجا بتوانند به دکتر دسترسی پیدا کنند و طبیعی است که اگر مرض حادی باشد خواهد مرد. به خاطر رنج ها و فشارها در صورت ها کاملاً پیری زودرس احساس می شد. ... جالب اینجاست که وقتی ما آنجا رفتیم می خواستند یکی از بزها را برای ما بکشند و این برای ما تکان دهنده بود و جالب دیگر این است که بعد از اینکه آنها فهمیدند که به اصطلاح یک مقامی از طرف جمهوری اسلامی به آنجا آمده اولین درخواستی که کردند ایجاد حسینیه ای که منبر داشته باشد، بود که روی مسئله منبر آن خیلی تکیه داشتند و این نشان دهنده روحیه مذهبی عمیقی در میان مردم آنجاست. به یکی از کپرها رفتیم و در آنجا نشستیم و برایمان آب آوردند، من حقیقتاً تشنه ام نبود و آب نخوردم و بقیه برادران می خواستند بخورند. یکی از اهالی آنجا فکر می کنم که به ذهنش رسید که مثلاً ما شاید تردید داشته باشیم که آب تمیز هست یا نه، ناگهان دست در جیبش کرد و مهر نمازی را درآورد و گفت: ما نماز می خوانیم و رعایت می کنیم و این مسائل روحیه انسان را منقلب می کند. ... این چیزهایی است که فکر می کنم وجدان همه ملت ایثارگر ما را می تواند تحت تاثیر قرار دهد. ما باید بدانیم که امکانات موجود دولت محدود است و طبیعی است که باید به طور عادلانه در اختیار همه