روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٧٩ - روزشمار جنگ جمعه /٢٦ شهریور ١٣٦١ /٢٨ ذیعقده ١٤٠٢ /١٧ سپتامبر ١٩٨٢
کنفرانس می گوید، به محض اینکه انقلاب اسلامی پیروز شد صدام تصمیم گرفت که با ایران دعوا بکند و حکومت اسلامی را سرنگون کند. صدام بنا کرد به بهانه گیری کردن و تجاوز کردن و رادیواش چه کرد و مخالفین را چه کرد و در کردستان چه کرد و در همه جا توطئه کرد تا اینکه بهانه پیدا کرد و رسماً با آن وسعت به خاک ایران حمله کرد و از اسراری که در آنجا فاش شده، این است که آقای حافظ اسد می گوید، من آن روزها تلفنی با شخص صدام مذاکره کردم. وقتی که صدام رفت توی خاک ایران، من تلفنی با او صحبت کردم و گفتم که بیا از ایران بیرون و ایران با ماست و با انقلاب اسلامی نجنگ، این خواست امریکاست، ولی صدام قبول نکرد، چون آن روز خیال می کرد که قهرمان قادسیه است و اراضی که از ایران گرفته می تواند نگهدارد و هرچه من از او خواستم که بیاید بیرون، نیامد. بنابراین ایران تجاوز نکرده، عراق تجاوز کرده و ایران خطر نیست و ایران همراه با ما بوده و این عراق و صدام هست که ایران را می خواهد از دنیای عرب جدا کند و نمی خواهد او در جبهه ما علیه اسرائیل وارد جنگ بشود. بعد موقع رأی گیری که می شود وقتی که می خواهند قطعنامه کنفرانس را تهیه کنند، شاه حسن با همان شیوه خاصی که به کار گرفته بوده، وقتی مصوبات کنفرانس را می خواهد بخواند، اول می گوید که طرح صدام مطرح شد و کسی مخالفت کتبی با آن نکرد، بنابراین ما این را تصویب شده تلقی می کنیم و لذا فوراً حافظ اسد یک اعتراض کتبی می فرستد آنجا و می گوید چرا ما اعتراض کتبی کرده ایم و این نشد و بنابراین از دور خارج می شود. ولی باز هم می آیند و اعلام می کنند که جزء مصوبات کنفرانس هست. شما ببینید که چقدر باید یک کنفرانس سران ٢٠ کشور، پادشاهان و رؤسای جمهوری دور هم بشینند و بعد یک قطعنامه دروغی را با وجود این حرف ها و اعتراضات چند ساعته اعلام بکنند که این تصویب شده است و با آن اعتراض رسمی. کار به جایی رسیده در بحث اسلامی بودن که عربستان سعودی و فهد هم بلند شده و گفته نه بابا ایرانی ها مسلمانند و این را دیگر نگوئید. (آن دیگر این را قبول کرده بود) در چنین شرایطی آقایان اعلام می کنند که چنین مصوبه ای کنفرانس داشته است. این خیلی حقارت و ذلت و نشانگر ضعف است. فکر می کنند که فردا این قضیه می ماند و هیچ کس نمی فهمد. بعد می آیند یک جلسۀ دیگری درست می کنند در ٦٠ کیلومتری آنجا و در یکی از کاخ های ییلاقی مهمانی درست می کنند. در نهار صندلی ها را جوری می چینند که حافظ اسد کنار صدام واقع بشود که این را منتشر کنند. (اینها از چیزهایی است که وزیر اطلاعات سوریه به طور رسمی در مذاکرات رسمی عنوان کرد.) در آن جلسه هیچی نبوده، خواستند مذاکره بکنند و اول از سوریه ٣ درخواست می کنند. اول اینکه لوله های نفت عراق را باز کن، مرزها را بازکن و در رابطه با ایران بیا میانجیگری کن. سوریه می گوید که در رابطه با ایران میانجیگری نمی توانم بکنم. (اولاً این نکته را بدانید که از اول جنگ تابه حال همیشه عراق