روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٥٩ - روزشمار جنگ چهارشنبه /٢٤ شهریور ١٣٦١ /٢٦ ذیعقده ١٤٠٢ /١٥ سپتامبر ١٩٨٢
ضمیمه گزارش ٣٥٨
دادگاه انقلاب اسلامی ارتش در خصوص اعدام صادق قطب زاده اطلاعیه ای به این شرح منتشر کرد:
«بسمه تعالی
شعبة اول دادگاه انقلاب ارتش در رابطه با اتهامات آقای صادق قطب زاده مبنی بر اقدام علیه جمهوری اسلامی ایران تشکیل شد و با بررسی های مکرر در جلسات مختلف به شرح آتی اعلام رأی می نماید.
حدود یک سال و نیم پیش که آقای قطب زاده پس از چند روز دستگیری آزاد شد، اخباری مستند و گاه غیرمستند که حکایت از فعالیت ایشان علیه جمهوری اسلامی ایران می نمود، به دست می رسید. پس از دستگیری اعضای گروهک پارس (پاسدارن رژیم سلطنت)، یکی از کسانی که با این گروه همکاری می کرد و در همین رابطه اعدام شد، به نام "عسگر مهاجر"، در بازجوئی هائی که در تاریخ ٢٧/٣/١٣٦٠ از وی انجام شد، معلوم گردید که با آقای قطب زاده ارتباط داشته و آقای قطب زاده مشغول جذب افراد ناراضی مانند او است. پس از دستگیری گروهک سلطنت طلب رضازاده یکی از افراد این گروه به نام "سرهنگ صیرفی" که در همین رابطه اعدام شده، در بازجوئی در تاریخ ٥/٧/١٣٦٠، ضمن اعترافاتی، از یکی از همکاران قطب زاده نقل می کند که قطب زاده به همراهی تعدادی نظامی می خواهند حکومتی تشکیل دهند که او نخست وزیر باشد. نقل کننده این سخن یکی از محافظین قطب زاده بوده که در رژیم سابق ١٧ سال از شاه مدفون حفاظت نموده و اکنون به جرم همکاری با گروه رضازاده به حبس دائم محکوم شده است. به تدریج با پیگیری هائی که انجام می شد، فعالیت های قطب زاده علیه جمهوری اسلامی ایران قطعی تر می گردید تا اینکه تعدادی از عناصر نظامی و غیرنظامی که قطب زاده می خواست با آنها همکاری کند (و در این رابطه مبالغ زیادی پول جهت جمع آوری افراد و قول همکاری به آنها داده بود)، مسئولین را در جریان فعالیت گسترده وی در رابطه با براندازی جمهوری اسلامی ایران قرار دادند. اطلاعاتی که از این طریق می رسید، حاکی بود که جریان آقای قطب زاده یک مسئله ساده نیست، زیرا از نظر خارجی به بعضی از رژیم های مرتجع منطقه (عربستان و بعضی از کشورهای غربی و در رأس همه آنها امریکا) متصل می شود و در داخل به تعدادی روحانی نما و در رأس آنها آقای شریعتمداری ربط پیدا می کند و روابطی با بعضی از خان های ایلات دارد و با بعضی در حال ارتباط است. تا اینجا این جریان اهمیت فوق العاده ای نداشت، زیرا از مرحلة طرح، فرض و تصمیم کلی تجاوز نمی کرد و نیروئی هم که بخواهند با آنها کاری انجام دهند، هر چند بسیار محدود و کوچک، در اختیار آقای قطب زاده نبود. (قابل ذکر است که تا اینجا تعدادی از مسئولین جمهوری اسلامی تصمیم داشتند وی را احضار نمایند و با اخذ اطلاعات وی، در رابطه با همکاری داخلی و خارجیش او را از منجلاب نجات دهند) این جریان از آنجا به اهمیت نزدیک می شد که مقارن با شروع عملیات گسترده رزمندگان اسلام علیه رژیم صهیونیستی صدام و پاک سازی میهن اسلامی آقای قطب زاده پیشنهادهای تندی از قبیل ترور شخصیت های مسئول از جمله "ترور فرماندة نیروی زمینی" و ترور "اعضای شورای عالی دفاع" را مطرح نمود و از همکاران خود جداً می خواست که ترتیبی دهند آنها را ترور کنند. مهم تر از همه، طبق نوارهائی که از جلسات آقای قطب زاده در دست هست، مقارن با پیروزی های غرورآفرین رزمندگان اسلام، نام برده پیشنهاد "ترور حضرت امام" را مطرح و روی این مسئله سخت پافشاری می نماید و امکاناتی از قبیل منزل و مبلغ ٧٥٠ هزار تومان پول در این رابطه در اختیار همکاران خود قرار می دهد.
این جریان با تعدادی از مسئولین مطرح شد و لازم دانستند هرچه زودتر قطب زاده دستگیر شود، دستگیری قطب زاده بر حسب ظاهر در آن موقع صحیح نبود، چون اگر مدتی تحت مراقبت قرار می گرفت، بسیاری از افراد توطئه گر نیز شناسائی و همراه با او دستگیر می شدند. ولی چون احتمال می رفت با طرح ترور حضرت امام مسئله ای غیرقابل پیش بینی پیش آید، لذا دستگیری وی ضروری می نمود.