روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٧٢٠ - روزشمار جنگ پنجشنبه /١٥ مهر ١٣٦١ /١٩ ذی الحجه ١٤٠٢ /٧ اکتبر ١٩٨٢
خائن بودند یا اینکه منافع خودشان و نه ملت ها، نه اسلام، نه عرب، در این بود که نتیجه آن حالت بسیار بدی بود که در ملت ها به وجود آورد. چه بگوئیم؟ بگوئیم خائن اند؟ نوکر امریکا هستند؟ همه ترسو و ضعیف هستند؟ واقعاً ضعیفند و چیزی ندارند؟ البته می دانیم که ضعیف نیستند و امکاناتی در کشورهای عرب هست. اگر بخشی از آن به کار گرفته می شد، اسرائیل به کلی نابود می شد و در این مرحله می توانستند اسرائیل را به طور جدی شکست دهند. مرحله ای که خود اسرائیل هجوم کرده بود، آن هم هجوم بسیار زشت که نمی توانست عَلَم مظلومیت بلند کند. اگر نیروهای عرب به میدان می آمدند و یک پوشش هوایی جدی برای سوریه درست می کردند، با توجه به اینکه امروز کشورهای عربی هواپیماهای اف - ٤ و اف - ١٦ و... در اختیار دارند (ما با داشتن تعدادی اف - ١٤ فضای کشورمان را به خوبی پوشانده ایم) و مصر و لیبی، الجزایر، سوریه و... دفاع شرقی قوی دارند و با استفاده از سام هایی که در اختیار دارند، می توانستند سوریه را به خوبی پوشش هوایی دهند و آواکس هایی که در عربستان هست می توانند در شمال غربی عربستان حرکات داخلی اسرائیل را کنترل کنند و آن سوی دیگر لشکرهای زیاد و تانک های فراوان و نیروی پیاده بسیاری در اختیار دارند و در شرایطی که اسرائیل نیروی عمده اش را در لبنان پیاده کرده بود - به طور کلی بیش از ده، دوازده لشکر نمی تواند داشته باشد - و نیروهای داخلی لبنان، فلسطینی ها، امل، و سایر گروه ها همراه با همان نیروهای سوری که در لبنان بودند می توانستند اسرائیل را مشغول کنند که نتوانند بیش از این جلو بیایند و در سایر جبهه ها هم جنگ به طور جدی علیه آنها آغاز می شد، اسرائیلی ها به طور قطع عاجز می شدند. موقعیتی بود که من همان روزهای اول گفتم، اگر دنیای عرب جدی برخورد می کرد، می توانست به حساب اسرائیل برسد.
یک پیروزی برای غرب و صهیونیسم همین بود که حالتی در دنیای اسلام به وجود آوردند که ملت ها از این دولت ها مایوس شوند. دولت هایی که یا باید ضعیف یا خائن یا مزدور و... باشند یا آنکه واقعاً از گذشته خود پشیمانند و سیاست نفی اسرائیل را صحیح نمی دانند! و شاید در یک محاسبه درازمدت به خاطر اینکه امریکا یک پایگاه قوی در مقابل روسیه در منطقه داشته باشد، ترجیح می دهند اسرائیل در منطقه قوی بماند! از بس که انسان نمی خواهد خیانت اینها را آشکارا ببیند، تا این حد دنبال دلیل می گردد و این گونه توجیهی برای آنها دست و پا می کند. همان روزهای اول در ذهن ما این بود که به هرحال ممکن است مردم به فکر بیفتند. ما مردم خودمان را مقیاس می گرفتیم و با این مقیاس، زیاد امیدوار بودیم، هنوز هم امیدوار هستیم که اگر مردم عرب با همین رویه ای که ما داریم یا مقداری ضعیف تر وارد میدان شوند، در این صورت باید گفت، به جای اینکه اسرائیل پیروز شود در دام افتاده است. یعنی اکنون با کشته شدن جُمیّل و ضربه بزرگی که به حزب فالانژ خورد دیگر به نظر نمی رسد که در لبنان به این زودی یک حکومت دلخواه امریکایی ها روی کار آید و حالا بر فرض اینکه باز هم روی کار بیاید به خوبی معلوم شد آسیب پذیرند. کشته شدن جُمیّل به مردم روحیه داد و ملت ها یاد گرفتند و یاد داشتند که جلوی یک چنین چیزی را باید بگیرند.
چه حالتی ممکن است آنجا پیش آید که مطلوب امریکا باشد؟ اگر فکر کنید که ارتش اسرائیل برای همیشه می تواند آنجا بماند و لبنان هم لبنان باشد، این قابل قبول نیست، چرا که اسرائیل باید نیروی زیادی را در لبنان نگه دارد که برایش در دراز مدت قابل تحمل نیست و نقطه ضعف و آسیب پذیری اسرائیل از همین جا آغاز می شود. یک کشور نمی تواند مستقل بماند و برای همیشه با قدرت کشور دیگری امنیت آن حفظ شود، آن هم با شرایط کشوری مانند لبنان. کشوری که مردم آن یکپارچه نیستند تا خواستار چنین امنیتی باشند. اکثریت مردم لبنان شیعه و مسلمان هستند که چنین شرایطی را نمی خواهند. البته یک زمینة روانی در لبنان بود که موجب شد آنها کمی موفق شوند و آن این بود که لبنانی ها از این جنگ های داخلی که حدود ده سال جریان داشته خیلی خسته شده بودند و به همین جهت فکر می کردند که اگر مثلاً فلسطینی ها بیرون بروند، ممکن است یک امنیت نسبی برایشان حاصل شود و یکپارچگی ملی به وجود آید و حکومت قوی شود. دیگر اینکه فکر نمی کردند که این حکومت را با ارتش اسرائیل نگه دارند.