روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٨١ - روزشمار جنگ جمعه /٢٦ شهریور ١٣٦١ /٢٨ ذیعقده ١٤٠٢ /١٧ سپتامبر ١٩٨٢
عراق است، روزنامه هایشان و رادیوهایشان و کنفرانس هایشان که در اختیار عراق است و دلالی هم که برای عراق می کنند و از امریکا و فرانسه و از همه جا برایش اسلحه می گیرند و اسلحه های پیشرفته ای مثل موشک اگزوسه که فرانسه به هیچ کس نمی داد به عراق داده که از ٥٠ کیومتری می تواند کشتی را بزند. شوروی ها هم که از این طرف پیشرفته ترین چیزهایش را مثل میگ-٢٥ و تانگ های تی - ٧٢ و موشک های اسکاد در اختیار عراق گذاشته اند. چی ندادند به عراق و از کجا کوتاه آمدند که حالا ما را تهدید می کنند که اگر ایران صلح را قبول نکرد، مواظب باشد که کشورهای عربی می آیند! حالا می آیند چی می آورند؟ دیگه چیزی دیگری هست؟ بیایید همه شما بیایید ما شما ها را می شناسیم. به قول آن مادر دل سوخته که بچه اش رفته بود جنگ و فرار کرده بود و برگشته بود ( مثال در مورد عرب است و مال ما نیست، مال قدیم هاست) عرب بچه اش از میدان درآمده بود و توی خانه پیش مادرش گردن کلفتی می کرد، داد و بیداد می کرد، سینه اش را گشاد کرده بود، بازویش را این جوری کرده بود، مادر یک جمله گفت که درست ما باید به اینها بگوییم گفت: اسد علیه و... این آقا پیش من آمده و قیافه شیر را گرفته، ولی در جنگ ها به صورت شترمرغ و ضرب المثل فرار است در عرب، در جنگ می رود فرار می کند مثل شترمرغ و اینجا هم که آمده برای من شیر شده است. واقعاً داستان اینها با ما مثل این است. در مقابل اسرائیل آنجا که می افتند که اسرائیل بی رحمانه با اینها برخورد می کند، آن قدر ضعیف و ذلیل و پفیوز هستند که می ریزند لبنانشان را می گیرند و آن جور جنایت می کنند، خاک بر سرشان می ریزند و ٨٠ روز اسرائیل هل من مبارز می گیرد و یکی شان نفس نمی زند که به آنجا برود و حرف نمی زنند، روزنامه هایشان درست کار نمی کنند آنجا هیچی نمی گویند و در مقابل ایران که می رسند و می دانند که ایران یک قدری نجیب است، نیرومند است، ولی نیرومند نجیبی است و مثل مادر است، می بینند که ایران توپ هایش در ساحل بصره هست، ولی نمی زند شهر بصره را، می بینند که هواپیماهایش می رود بالای پل را بمباران کند، می بینند که یک راننده شخصی آنجاست صبر می کند که راننده برود تا یک آدم غیرنظامی کشته نشود، می بینند که پاسدارش از توی سنگر و توی میدان سرباز مجروح عراقی را به دوش می کشد و خون خودش را تزریق می کند و زنده نگه می دارد، می بینند که بیمارستان های ما که امروز این همه محدودیت دارد، صدها مجروح عراقی را دارد مداوا می کند که از توی سنگر گرفته ایم و آنها را آورده ایم می بینند که ما ملاحظه می کنیم و نمی خواهیم تخریب و خرابی کنیم و نجابت یک مادر را با مردم داریم. اینجا سینه شان را گشاد می گیرند و صدایشان را کلفت می گیرند و می گویند ما کشورهای عربی این قطعنامه را صادر می کنیم. حالا بیائید و ببینید که چه می شود. بالاخره اسلام هم و این مادر اگر لازم شد توی صورت بچه اش سیلی می زند، توی دهن بچه اش می کوبد.