تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٣٧٠ - پاسخ
دسته از لحاظ عقل عملى نقصانى نداشته باشند، ولى عقل نظرى آنها نقصان دارد و به بسيارى از معقولها، جاهلند. البته جهل آنها جهل بسيط [١] است و در معاد به آنها ضرر نمىزند.
اينان به لحاظ علمى ناقصند و عالم ربّانى نيستند؛ ولى «همج رعاع» [٢] هم نيستند و دنبال هر صدايى به راه نمىافتند و همچون پشهها به هر سو باد بوزد، به حركت در نمىآيند؛ بلكه متعلّمان و دانشآموزانى بر سبيل نجاتند كه ره توشه عقل نظرى و سرمايه علمى آنها به حدّى نيست كه در عالم آخرت، صدرنشين محفل نور و از ساكنان كاخهاى سرور و از مقرّبان بارگاه قدس و وارثان جنّات نعيمند. اينان به تعبير قرآن از «أصحاب اليمين» [٣] اند و از سلامت نفس و حظّ اخروى بهره مىبرند. ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ [٤].
دسته سوم آنانند كه به لحاظ عقلى و اخلاقى بيمارند و چنان در جهل مركّب و رذايل اخلاقى غوطهورند كه هيچگونه اميدى به نجات و رستگارى اخروى آنها نيست. اينان خود را از فيض رحمت الهى محروم كرده و در معرض عذاب هولناك آخرتند.
از اين سه گروه، گروه اوّل و سوم در اقليت و گروه دوم در اكثريت است و اگر گروه اوّل و دوم را به يكديگر بيفزاييم، به يك اكثريت قاطعى مىرسيم كه گروه سوم در برابر آنها هيچ و پوچند. بنابراين، اكثريت قاطع انسانها يا از اوّل، اهل نجاتند يا اينكه در مراحل بعد، دير يا زود، به نجات و رستگارى نايل مىشوند. تنها افراد بسيار كمى
[١] . جهل بسيط، امر عدمى و به معناى عدم علم است. برخلاف جهل مركّب كه امر وجودى و ضدّ علم و يقين است.
[٢] . نهج البلاغه، حكمت ١٤٧.
[٣] . حديد (٥٧) آيه ٢١.
[٤] . حديد (٥٧) آيه ٢١.