تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٢٧٩ - شرح و توضيح
قسم سوم [١] مانند اين است كه شىء عالم است به اينكه چيزى نيست. سپس آن چيز موجود مىشود و او عالم مىشود كه آن شىء هست. بنابراين، اضافه و صفت مضاف با هم تغيير مىكنند؛ زيرا در صورت عالم بودن شىء به يك چيز، اضافه مختصّ به آن چيز است. حتّى هنگامى كه عالم به يك معناى كلى باشد، در علم او به اشياى جزئى كفايت نمىكند؛ بلكه علم به نتيجه، علمى جزئى و هيئتى جديد براى نفس است كه اضافهاى جديد و ويژه دارد، به جز علم به مقدّمه و هيئت تحقّق آن اضافه. نه مانند توانا بودن كه به يك هيئت، اضافههاى بسيار داشت.
بنابراين، هرگاه حال مضافإليه به لحاظ بود و نبود تغيير كند، واجب است كه حال شىءاى كه داراى آن صفت است نيز تغيير كند، نه تنها در خود اضافه صفت، بلكه در صفتى كه لازمه آن، اضافه است.
نتيجه اينكه هرچه موضوع تغيّر نيست، جايز نيست كه به حسب قسم اوّل و به حسب قسم سوم، دستخوش تغيير شود. [٢]
و اما به حسب قسم دوم، تغيّر در اضافههاى دورى است كه در ذات، تأثيرى نمىبخشد. [٣]
شرح و توضيح
شيخ الرئيس در بخش اوّل اين فصل به تقسيم صفتها و در بخش دوم به بيان يك
[١] . قسم دوم و سوم، هر دو از صفتهاى حقيقى مضاف شمرده مىشوند؛ مانند توانايى و علم. با اين فرق كه هرگاه مقدور و اضافه تغيير كند، صفت توانايى، تغيير نمىكند؛ ولى هرگاه معلوم و اضافه تغيير كند، علم نيز تغيير مىكند.
[٢] . تمام هدف شيخ الرئيس از تقسيم صفتها، بيان همين قاعده است. از آنجا كه واجب الوجود، موضوع تغيّر نيست، از داشتن صفتهاى حقيقى محضى كه متغيّرند- مانند سفيدى و سياهى- و از داشتن صفتهاى حقيقى مضافى كه به تغيير مضافإليه و اضافه تغيير مىكنند، منزّه است.
[٣] . از صفتهايى كه بر واجب الوجود، جايز است، صفت حقيقى مضافى است كه به تغيير مضافإليه و اضافه، تغيير نكند و نيز صفتهاى اضافى محض كه در فصل بعد مىآيد و نيز صفت حقيقى محضى كه متغيّر نباشد.