تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٤٢٤ - ٢ ديدگاه معتزله
درمان بپردازد، كار بيهودهاى نكرده است؛ چرا كه قضاوقدر مانع از آن نيست. در حقيقت، طبيب فعل خداوند را مورد چونوچرا قرار نداده است. تا با خواندن آيه شريفه لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ او را مورد نكوهش قرار دهيم؛ بلكه مىخواهد ببيند كدام يك از عوارض جسمانى موجب بيمارى زيد شده و با چه رژيم و دارويى مىتوان او را درمان كرد؟ اگر بيمارى او تابع نظام قضاوقدر است، درمان او نيز تابع همين نظام است. نه اسباب بيمارى از قلمرو و قضاوقدر الهى بيرون است و نه اسباب درمان و سلامت.
اينكه مىگويند: از فعل خداوند پرسيده نمىشود، براى اين است كه فعل او عين مصلحت است و همهچيز در مالكيّت مطلقه او قرار دارد. پس جاى پرسش نيست؛ ولى فعل انسان بايد تابع مصلحت باشد و هر فعلى در مالكيّت او نيست. بنابراين، از فعل انسان پرسيده مىشود تا روشن شود كه مطابق مصلحت بوده يا نه و آيا حق انجام آن كار را داشته يا نداشته است؟ [١]
٢. ديدگاه معتزله
همانگونه كه مىدانيم كلام معتزلى، مبتنىبر استدلالهاى عقلى و فلسفى نيست.
آنها كوشيدهاند كه مسائل اعتقادى را از راه حسن و قبح عقلى اثبات كنند. هرچند كميت قاعده حسن و قبح عقلى در بسيارى از مسائل اعتقادى لنگ است؛ براى نمونه اثبات وجود خدا و اثبات توحيد و صفات ذات از راه حسن و قبح عقلى ممكن نيست. البته به آنها منسوب است كه از خداوند نفى صفات كرده و ذات را نايب صفات دانستهاند؛ ولى خود همين نيابت هم از مسائل عقل نظرى است، نه عقل عملى. بنابراين، چارهاى جز اينكه دستكم برخى از مسائل كلامى را به وسيله عقل نظرى اثبات كنند، ندارند.
[١] . ر. ك: الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعه، ج ٧، ص ٨٦.