تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٧٠ - نقد دوم امام فخر رازى
در آيه ديگرى مىفرمايد:
كُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعِيراً؛ [١]
هرگاه آتش جهنم فرو نشيند، شعله تازهاى بر آن مىافزاييم.
همه اينها براى اين است كه ظرفيّت جسم و قواى جسمانى از نظر فعل و انفعال و تأثير و تأثر، محدود است و از اين لحاظ، نمىتوان ميان اجسام، به بهانه اختلاف نوعى و مانند آن، فرق گذاشت. جسم، جسم است، چه زمينى باشد، چه فلكى و چه دنيوى باشد و چه اخروى و چه جمادى باشد يا نباتى و حيوانى.
چگونه رواست كه با چنين گفتوگوهايى تجرّد قوّه عاقله را خدشهدار كرد؟
نقد دوم امام فخر رازى
او مىگويد: ما قبول نداريم كه قواى حسى پس از ادراك يك محسوس قوى و نيرومند، از ادراك يك محسوس ضعيف، درمانده شود.
مگر نه قوّه خيال در همان حالىكه دريا و كوه و خورشيد را ادراك مىكند، پشه و چيزهاى كوچك و ريز را هم ادراك مىكند؟ [٢]
در پاسخ او بايد گفت: مثالهايى كه ذكر شده، به اختلافهاى كمّى محسوسات مربوط است. اختلاف فيل و پشه، اختلاف كمّى است. چه مانعى دارد كه قوّه خيال، هم فيل را ادراك كند هم پشه را؟
آنچه مورد بحث ماست، اختلاف محسوسها به شدّت و ضعف است، نه اختلاف به كميّت. در حقيقت، امام فخر رازى اختلاف كمّى و كيفى را با يكديگر خلط كرده و دچار مغالطه شده است. هر خوانندهاى كه از رمز مغالطه او غفلت كند، خود دچار مغالطه مىشود.
[١] . اسراء (١٧) آيه ٩٧.
[٢] . شرحى الاشارات، ج ٢، ص ٦٠.