تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٢٣٤ - سلسله طولى و عرضى
اگر اين اشكال، پذيرفته شود، انسان از داشتن علم حصولى فعلى تام، محروم مىشود و بايد بگوييم: علم حصولى فعلى تام در مورد انسان، مثال و مصداق ندارد؛ بلكه بايد مثال و مصداق آنرا در مبادى عالى جستوجو كرد.
٣. نظام عينى كه برخاسته از نظام علمى است و جز نظام علمى هيچ فاعل و عامل ديگرى در تحقّق آن، نقش ندارد.
به همين لحاظ است كه مشّاييان براى فاعلى كه علم فعلى تام دارد، نام «فاعل بالعنايه» انتخاب كرده، تا او را از «فاعل بالقصد» معتزله و اشاعره كه يكى فعل ارادى مع الدّاعى و ديگرى فعل ارادى لا مع الدّاعى براى خداوند متعال، قائل است، تنزيه كنند.
حكماى اشراقى، اصطلاح «فاعل بالرضا» را برگزيدهاند و حكمت متعالى، اصطلاح «فاعل بالتجلّى» را انتخاب كرده است.
وجه مشترك سه نحله فلسفى مشّايى، اشراقى و صدرايى، نفى قصد و اراده است.
اختلاف آنها به لحاظ اين است كه يكى علم را حصولى و ديگرى علم را حضورى فعلى و سومى علم را حضورى ذاتى مىداند. اينان اراده را صفت فعل مىدانند، نه صفت ذات.