تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٢٥١ - شرح و توضيح
و كثرت لوازم اضافى و غيراضافى و كثرت سلوب، بر واجب الوجود عارض مىشود و به سبب آن، كثرت اسما، پديد مىآيد؛ [١] ولى اينها در يگانگى ذات، تأثيرى ندارند.
شرح و توضيح
اكنون شيخ الرئيس با توجه به مطالب گذشته، مىخواهد به اشكالى كه ممكن است به ذهن برخى بيايد و در حدّ يك پندار بيشتر نيست، پاسخ بگويد.
اشكال:
واجب الوجود نه تنها از كثرت خارجى و تعدّد ذاتها، منزّه است، [٢] بلكه از داشتن اجزا و كثرت داخلى نيز منزّه است. [٣]
ولى با توجه به دو مطلبى كه شيخ الرئيس در همين نمط بيان كرده، ناگزير است كه صورتهاى معقول را داخل در ذات واجب بداند و آنها را به عنوان اجزاى ذات پذيرا شود. آن دو مطلب، بدين شرح است:
١. اتحاد عاقل و معقول و اتحاد معقولها با يكديگر جايز نيست. [٤]
٢. واجب الوجود تمام موجودهاى ممكن را تعقّل مىكند [٥] و اين، مطلبى است كه نه تنها عقل فلسفى مشّا، عقل اشراقى اشراق و عقل تعالى يافته صدرايى پذيراى آن است، بلكه مورد تأييد و پشتيبانى وحى نيز مىباشد؛ چنانكه قرآن كريم مىفرمايد:
[١] . در اينجا به رمز كثرت اسماى واجب الوجود اشاره كرده كه در عين كثرت، با وحدت ذات حق منافات ندارند.
[٢] . ر. ك: هستى و علل آن، فصل ١٨.
[٣] . ر. ك: همان، فصل ٢١.
[٤] . ر. ك: همين نمط، فصلهاى ٧ و ٨.
[٥] . ر. ك: همين نمط، فصل ١٥.