تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ١٩٤ - نقدى بر نظريّه شيخ الرئيس
بنابر نظر علّامه طباطبائى، اتحاد و ارتسام، مانعة الجمع نيستند؛ بلكه لازمه ارتسام، اتحاد است؛ يعنى همينكه صورت معقول در نزد عاقل، تقرّر و ارتسام يافت، عاقل و معقول با هم متّحد مىشوند و صد البته كه اتحاد آنها در وجود است، نه در ماهيّت؛ زيرا ماهيّت «مثار كثرة أتت؛ [١] خاستگاه كثرت است» و محال است كه ماهيّتى با ماهيّت ديگرى اتحاد ماهوى پيدا كنند. اگر مىگوييم: حمل ذات و ذاتيات، بر ذات، حمل اوّلى ذاتى است، مقصود اين نيست كه ذات و ذاتيات، مغايرت ماهوى دارند و با هم متّحد مىشوند؛ بلكه مغايرتى در كار نيست، تا اتحادى صورت گيرد.
تنها راه اتحاد و ماهيّت، اتحاد وجودى است، نه اتحاد ماهوى؛ چرا كه وجود، علاوه بر اينكه خود، وحدت تشكيكى دارد، مىتواند محور اتحاد امور متخالف و متكثّر و متباين باشد. حكيم سبزوارى مىگويد:
ما وحّد الحقّ و لا كلمته
إلّا بما الوحدة دارت معه [٢]