تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٣٩٨ - پاسخ اشكال
تضادّى است كه خود با پديد آوردن متضادها اسباب و علل آنرا فراهم كرده است.
حال چگونه ممكن است گفته شود: خداوند از آفرينش قسم دوم اشياى ممكن الوجود خوددارى كند و آنها را به دليل شرّ اندكشان از فيض وجود محروم گرداند و تنها به ايجاد قسم اوّل كه هيچگونه شرّى بر وجود آنها مترتّب نيست، بسنده كند؟ اين نيست مگر تعطيل كلى عالم ماده و منحصر كردن موجودات به عالم مجرّدات.
بىجهت نيست كه شيخ الرئيس در جمله پايانى فصل مورد بحث مىگويد:
و ترك وجود هذا القسم- و هو على صفته المذكورة- غير لائق بالجود على ما بيّنّا؛
ترك وجود اين قسم- با همان صفت شرّ اندكى كه ذكر شد- همانگونه كه گفتيم، لايق جود خداوند نيست.
پيشتر هم گفتهايم كه جود به معناى افاده هرچيزى است كه درخور و شايسته باشد، بدون چشمداشت هيچگونه عوض و پاداشى. [١]
اين معناى جود، تنها در واجب الوجود، محقّق است و ترك ايجاد خير فراوان به سبب شرّ اندك، شايسته جواد حكيم نيست.
[١] . ر. ك: غايات و مبادى، فصل ٥، ص ٥٣.