تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ١٦١ - ٤ فيض كاشانى
ساختن كثرت و غيريّت آنها در وحدت خويش است.
اين علم، همان علم حضورى در مرتبه ذات و علم پيش از ايجاد است كه از قاعده «بسيط الحقيقة كلّ الأشياء» استنباط مىشود و به قول صدر المتألّهين، فهم و ادراك آن براى اكثر فهمها دشوار است. او در عين اينكه مصلحتى در تصريح و توضيح آن نمىبيند، مىگويد:
بهطور خلاصه و اجمال بدان اشاره مىكنم، تا آنان كه براى درك اينگونه اسرار آفريده شدهاند و توفيق درك و فهم آنرا دارند، با اين اشاره اجمالى به حقيقت اين مسئله راه يابند و آن اين است كه ذات واجب الوجود، در مرتبه ذات خويش مظهر جميع صفات و اسماست و همين ذات، خود نيز آينهاى است كه با همين آينه و در همين آينه، صور كلّيّه ممكنات مشاهده مىگردند و بر حضرات ذات مكشوف خواهند بود. [١]
٤. فيض كاشانى
او در كتاب عين اليقين مىنويسد:
اسمايى كه در نزد عامّه براى قواى نفس ناطقه موضوعند، در حقيقت، بر نور ادراك، يعنى بر نور علمى كه مدرك انسان شده است، اطلاق مىشوند و اسماى سمع، بصر، ذوق، شمّ و ... در نزد عامّه اسامى قواى نفسند و در نزد عارفين اسامى نورى هستند كه مدرك انسان شده است و عين وى گرديده است. پس چون نفس ناطقه انسانى، مسموعات را ادراك كرده است، آن نور مدرك مسموع وى سمع است و چون مبصرات را ادراك كرده است، آن نور مبصر مدرك وى بصر است و همچنين در لمس، ذوق، شمّ، خيال، وهم، عقل، حافظه، مفكّره، مصوّره و هرچه ادراك بر آن واقع شده است آن مدرك نيست مگر نور. [٢]
[١] . الشواهد الربوبيّه، ترجمه جواد مصلح، ص ٦٤.
[٢] . اتحاد عاقل به معقول، ص ٢٩٣.