تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٤٢٧ - ٢ ديدگاه معتزله
و تبشير و كيفر و پاداش، به دادههاى عقل عملى روى آورده و گفتهاند:
١. تكليف بندگان، نيكو و بر خداوند واجب است؛ چرا كه هم به مصلحت دنياى آنها و هم به مصلحت آخرت آنهاست.
٢. تبشير و انذار و وعد و وعيد بر طاعت و معصيت، نيكو و بر خداوند واجب است؛ چرا كه آنها را به طاعت، نزديك و از معصيت دور مىسازد.
٣. عذاب گنهكاران بر خداوند، نيكو و عادلانه است و ترك پاداش نيكان بر حضرت او، زشت و ظالمانه است. او بايد كارهاى عادلانه را انجام دهد و كارهاى ظالمانه را ترك كند. [١]
اگر نتوان اين مقدّمات را با عرضه بر قواعد عقل نظرى به اثبات رسانيد بايد آنها را از مشهورات دانست. مقدّمات مشهور، اگرچه از ديدگاه عقل عملى از بديهيّات شمرده شوند، از ديدگاه عقل نظرى نه تنها از بديهيّات نيستند، بلكه از يقينيّات هم نيستند و اگر با برهان ثابت نشوند، از درجه اعتبار ساقطند.
شيخ الرئيس مىگويد:
و أمّا ما يورد من حديث الظّلم و العدل و من حديث أفعال يقال: إنّها من الظّلم و أفعال مقابلة لها و وجوب ترك هذه، و الأخذ بتلك، على أنّ ذلك من المقدّمات الأوّليّة فغير واجب وجوبا كلّيّا؛ بل أكثره من المقدّمات الّتى جمع عليها ارتياد المصالح؛
و اما حديث ظلم و عدل و حديث افعالى كه از مقوله ظلم و عدل شمرده مىشوند و اينكه بايد ظلم را ترك و عدل را انجام داد و مطرح كردن اينگونه مقدّمات، به عنوان بديهيّات اوّلى- مورد اشكال است- چرا كه اينها بهطوركلى واجب نيستند، بلكه بيشتر آنها از مقدّمات مشهورىاند كه براى رعايت مصالح عمومى، بر آنها اتّفاق شده است.
[١] . ر. ك: شرحى الاشارات، ج ٢، ص ٨٥.