تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٢٠٤ - ٢ علم حضورى واجب و ممكن
و گاهى جايز است كه صورت عقلى- أوّلا- به سوى قوّه عاقله پيشى گيرد؛ آنگاه وجود خارجى آن پديد آيد. مانند اينكه شكلى را تعقّل كنى، آنگاه آنرا به وجود آورى. [١]
واجب است كه آنچه واجب الوجود، از كلّ موجودات تعقّل مىكند، بر وجه دوم باشد. [٢]
شرح و توضيح
در نخستين فصل از بخش سوم اين نمط كه درباره علم واجب است، شيخ الرئيس درباره يكى از تقسيمهاى علم بحث مىكند.
علم را مىتوان از جهات گوناگونى تقسيم كرد. ما اين تقسيمها را به منظور تكميل آگاهى خوانندگان در اينجا مىآوريم و آخرين تقسيم را تقسيم مورد نظر شيخ الرئيس در اين فصل، قرار مىدهيم.
١. علم حضورى و حصولى
علم حضورى، يعنى حضور خود معلوم در نزد عالم، چه اينكه معلوم، خود عالم باشد، يا چيز ديگر.
علم حصولى، يعنى حصول صورت يا مفهومى از معلوم در نزد عالم.
مقصود ما از صورت، معقول اوّل و مقصود ما از مفهوم، معقول دوم فلسفى است.
٢. علم حضورى واجب و ممكن
از آنجا كه علم واجب به ذات خويش، عين ذات است، علم حضورى وى،
[١] . اين قسمت درباره علم فعلى است.
[٢] . واجب الوجود از هرگونه انفعال و تأثّرى منزّه است. بنابراين، علم او فعلى است نه انفعالى.