تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ١٦٨ - ٢ برهان صدر المتألّهين
شيخ الرئيس كه با لحن نيشدار خود، اتحاد عاقل و معقول مشّاييان را مردود و غير قابل قبول شمرده و در عين حال، هرجا كه از تكامل نفس ناطقه سخن گفته، به چيزى كمتر از اتحاد آن با صورتهاى معقول، قانع و راضى نشده و به عنوان سپاسگزارى از حكماى متأخّر- به ويژه حكيم نامدار شيراز و صدر متألّهان اهل راز- مرورى داشته باشيم بر برهانهايى كه طى قرون متمادى بر اين مسئله مهم، اقامه شده است.
١. برهان شيخ الرئيس
او در كتاب مبدأ و معاد بر اتحاد عاقل و معقول استدلال كرده و ما آنرا در فصل هفتم آوردهايم و در اينجا تكرار نمىكنيم.
٢. برهان صدر المتألّهين
او از راه تضايف، به اثبات اتحاد عاقل و معقول پرداخته و هرچند برهان او مورد بىمهرى حكيم سبزوارى قرار گرفته است؛ ولى حق اين است كه برهانى محكم است.
وى درباره برهان تضايف مىگويد:
و أمّا مسلك التّضايف الّذي سلكه صدر المتألّهين في المشاعر و غيره لإثبات هذا المطلب، فغير تامّ؛ لما ذكرنا في تعاليق الأسفار؛ [١]
اما مسلك تضايف كه صدر المتألّهين در كتاب مشاعر و ديگر كتابها براى اثبات اين مطلب، پيموده، همانطورىكه در تعليقات اسفار ذكر كردهايم، ناتمام است.
عمده اشكال حاجى اين است كه از تضايف، چيزى بيشتر از معيّت در وجود، استفاده نمىشود. دو امر متضايف، نبايد نسبت به يكديگر تقدّم و تأخر داشته باشند.
[١] . شرح غرر الفرائد، «امور عامّه»، ص ٦٦.